سرمایه داری چگونه زاده شد

Print Friendly, PDF & Email
پال داماتو / برگردان: آرام نوبخت
همان طور که کارل مارکس نوشت، «ساختار اقتصادی جامعۀ سرمایه داری، از بطن ساختار اقتصادی جامعۀ فئودالی برخاست. انحلال این دومی، عناصر اولی را آزاد می کند».

شرط اساسی تولید سرمایه داری، جدایی تولیدکنندگان مستقیم از ابزار تولید از یک سو، و تمرکز تمامی موادّ خام و وسایل تولید در دستان یک اقلیت معدود سرمایه داران از سوی دیگر بود. همین جداییِ اکثریت از مالکیت بر زمین یا ابزار بود که بنیان نظام کنونی کارمزدی را ایجاد کرد. نظامی که اکثریت مطلق مردم، وادار می شوند برای حفظ بقا، نیروی کار خود را بفروشند.

در مراحل اولیۀ فئودالیسم، بخش اعظم تولید مستقیماً برای مصرف و نه مبادله بود. خواه این محصول، گندم تولید شده برای معاش دهقان بود، یا مازاد اضافه ای که به ارباب یا پادشاه می رسید. دهقانان وابسته به زمین، و پیشه وران صاحب ابزار و کارگاه های خود بودند.

اما وقتی کشاورزی دهقانانی مولدتر شد، اقتصاد بازار از لحاظ اندازه و اهمیت رو به رشد گذاشت. خانوارها بیش از پیش برای خرید اقلامی که دیگر برای خودشان تولید نمی کردند، به بازار رجوع می کردند. این به معنای رشد پیشه وران در شهرها و در عوض یک بازار بزرگ تر برای کالاهای کشاورزی بود.

این اقتصاد بازار نه فقط در بریتانیا، که همین طور در هلند و ایتالیا، پرتغال و اسپانیا رشد یافت. یک طبقۀ جدید تاجر، با ثروت و قدرتی روزافزون پدیدار شد که تنها به راه هایی برای کسب پول بیش­تر از طریق تجارت علاقه داشت.

اما این سرمایه داری تجاری با یک مشکل رو به رو بود. گرچه یک بازرگان می توانست به واسطۀ داد و ستد به سرعت دارایی هایی به هم بزند، اما نوسانات بازار این سود آن ها را نابود می کرد.

یک راه پیش روی تجّار برای فرار از این مشکل، فتوحات بود. به عنوان مثال تجّار بریتانیا با به دست گرفتن کنترل هند می توانستند به سادگی اجناس تولید شدۀ هند را سرقت، یا دست­کم به بهای کم­تر از ارزش آن به زور اخذ کنند و سپس در انگلستان با سود دندان گیری بفروشند.

اما یک راه حتی مطمئن تر برای تضمین سودهای حاصله، کنترل تولید خود اجناس بود. در ابتدا تجّار از «نظام کارگاهی» استفاده کردند؛ در این نظام، مواد خام به کارگران وام داده می شد و کارگران سپس محصول را تولید و بخش کوچکی از عواید را دریافت می کردند. در همین جا گام کوچک اولیه برای گرد آوردن کارگران در زیر یک سقف و واداشتن آن ها به تولید محصولات در ازای دستمزد برداشته شد.

با توسعۀ بنگاه های سرمایه داری در شهرها، نیاز روز افزونی به نیروی کاری به وجود آمد که وابسته به زمین نباشد. طی دوره ای بالغ بر چند قرن در انگلستان، دهقانان به زور از زمین خود جدا شدند، و تولید پیشه وری در روستاها درهم شکسته شد. همین امر طبقه ای از ولگردان و آوارگان بی­چیز و فاقد مالکیت را ایجاد کرد تنها انتخاب شان، جستجوی کار به عنوان کارگران مزدی در شهرها بود.

این طبقۀ جدید کارگران مزدی، با یک تاراج تمام عیار ایجاد شد. زمین­داران بزرگ، زمین های مشاعی را که دهقانان برای معاش خود به آن وابسته بودند، به یغما بردند- فرایندی که چند قرن به طول انجامید. اما این فرایند برای تضمین این که مردم به کار با ساعات طولاتی و دشوار برای دستمزدهای بخور و نمیر تن خواهند داد، کافی نبود. بنابراین در دورۀ «هنری هشتم»، پادشاه بریتانیا، و حکام پس از وی، قوانینی تصویب شدند که مجازات های شدیدی از جمله مرگ را بر هر کسی که در حین گدایی گرفته می شد، در نظر می داشتند. به عنوان مثال در دورۀ هنری هشتم، نزدیک به ۷۲ هزار نفر به عنوان ولگرد اعدام شدند.

مارکس طنز تلخ این فرایند را چنین خطر نشان می کند: «بنابراین کشاورزان ابتدا به زور از زمین خود سلب مالکیت شدند، از خانه هایشان بیرون رانده شدند، به ولگرد و آواره مبدل شدند و بعد برای پذیرش انضباط ضروری برای نظام مزدی، به موجب قوانین وحشتناک، با شلاق و داغ و شکنجه رو به رو شدند».

این راندن خشونت آمیز میلیون ها دهقانان از زمین، شرط لازم برای توسعۀ کارمزدی بود، که این خود شرط اساسی سرمایه داری مدرن به شمار می رود.

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

82 − 76 =