رهبر سوسیال دمکرات های آلمان، در جبهۀ جنبش راست­گرای «پگیدا»

Print Friendly, PDF & Email
اولریش ریپرت، ۹ فوریۀ ۲۰۱۵

برگردان: آرام نوبخت

«زیگمار گابریل»، رهبر حزب سوسیال دمکرات (SPD) طی مصاحبه ای با مجلۀ آلمانی «اشترن» به این پرسش که آیا جنبش ضدّ اسلامی پگیدا را باید جزئی لاینفک از بافت جامعۀ آلمان درنظر گرفت یا خیر، با این گفته پاسخ داد که: «قطعاً. فارغ از این که کسی دوست داشته باشد یا نه، این یک حق دمکراتیک است که کسی راست­گرا یا ناسیونالیست آلمانی باشد».

نظرات «گابریل»، یک تلاش آگاهانه برای مشروعیت بخشیدن به عقاید فاشیستی است. تنها ۸۲ سال از زمانی می گذرد که سیاستمداران راست­گرا و ناسیونالیست آلمان نقشی کلیدی در به قدرت رساندن هیتلر ایفا کردند. «فرانتس فون پاپن»، سیاستمدار دست راستی حزب «میانه» و «آلفرد هوگنبرگ»، ناسیونالیست آلمانی، مهم­ترین وزرای نخستین کابینۀ هیتلر بودند.

جنبش «اروپایی های میهن پرست علیه اسلامی شدن غرب» (به اختصار «پگیدا»)، گرایش های فاشیستی آشکاری را به معرض نمایش می گذارد. همان طور که ناری ها زمانی از یهودی­ستیزی استفاده کردند، پگیدا نیز از اسلام­ستیزی بهره می برد تا خشم اقشار دلسرد طبقۀ متوسط و عناصری که جایگاه طبقاتی خود را از دست داده اند به سوی مجاری نژادپرستانه و راست هدایت کند. بنیانگذار پگیدا، «لوتس باخمان»، که خود سوء پیشینۀ کیفری دارد، اخیراً پس از اشاره به پناهندگان به عنوان «گلّۀ گوسفند»، «آشغال» و «کثافت» و انتشار عکسی آنلاین از خود در شکل و شمایل هیتلر، وادار به استعفا شد.

والدین نگران کودکان مهاجر در «درسدن» گزارش داده اند که دیگر به فرزندان خود اجازۀ بیرون بودن از منزل در روزهای دوشنبه را نمی دهند، چرا که تظاهرات پگیدا اغلب در این روز برگزار می شود.

وقتی گابریل از «حقوق دمکراتیک» صحبت می کند، مطلقاً چیزی از حفاظت در برابر سرکوب و اذیت و آزار دولتی نمی گوید. پگیدا سرکوب نمی شود. برعکس، این جنبش از سطحی باورنکردنی از پوشش رسانه ای برخوردار است. روزنامه های آلمان صفحات بسیاری را به گزارش دربارۀ فعالیت های این جنبش اختصاص داده اند. سخنگوی پگیدا، «کارتین اورتل»، به یک برنامۀ گفتگوی پرمخاطب دعوت شد و سیاستمداران مهم، از حزب دست راستی اتحاد سوسیال مسیحی گرفته تا حزب چپ، بر نیاز به «جدی گرفتن نگرانی های آن ها» و «گوش سپردن به آنان» تأکید می کنند.

پگیدا هر دوشنبه بدون هرگونه مداخلۀ پلیس، در سرتاسر شهر «درسدن» راهپیمایی داشته است. تنها کسانی که با جنبش مخالفت کردند، تظاهرکنندگان مسالمت آمیزی بودند که علیه شعارهای نژادپرستانه و تبلیغات ضدّ اسلامی پگیدا اعتراض نمودند. اگر «گابریل» تلاش کند تحت این شرایط به دفاع از پگیدا کشیده شود، این به آن معناست که او قویاً درحال جانبداری از اراذل و اوباش در برابر کسانی است که همزیستی مسالمت آمیز مردم با ریشه ها و فرهنگ های مختلف را تشویق می کنند.

«گابریل» دو هفته پیش با هواداران پگیدا در «درسدن» ملاقات کرد تا به زعم خود دربارۀ ترس های موجه آن ها صحبت کند. اکنون او فراتر از این می رود و دارد به گسترش عقاید فاشیستی آن ها زیر پوشش «حق دمکراتیک» مهر تأیید می زند.

در هیچ جایی از قانون اساسی آلمان چنین حقی وجود ندارد. در قانون اساسی از حق آزادی عقیده و اجتماع به طور کلی دفاع شده است و نه به طور اخص حقوق راست­گرایان و ناسیونالیست های آلمان. قابل توجه است که این گونه فرمول بندی، از جانب رهبر حزبی مطرح می شود که در دهۀ ۱۹۷۰ خود ممنوعیت های شغلی را برای منتقدین چپ­گرای سرمایه داری معرفی و مطرح کرد.

پشتیبانی «گابریل» از پگیدا را ضرورتاً باید در بستر تشدید سریع بحران بین المللی سرمایه داری و رشد خطر جنگ نگاه کرد. همان طور که تروتسکی در سال ۱۹۳۳ نوشت: «فاشیسم، تفاله های جامعه را از نو برای سیاست کشف کرد». «گابریل» از این رو سرگرم حمایت از پگیدا است که عقب مانده ترین عناصر جامعه را علیه کارگران و تمام کسانی که پرچم ضدّیت با حملات اجتماعی و جنگ را بالا می برند، بسیج کند.

در سایر کشورها نیز عناصر اصلی سوسیال دمکرات مشغول همکاری با راست­گرایان افراطی و فاشیست ها هستند. به عنوان نمونه در فرانسه، پرزیدنت فرانسوا اولاند (حزب سوسیالیست) از حملۀ تروریستی اخیر به مجلۀ طنز شارلی ابدو، برای دعوت از رهبر راست افراطی «جبهۀ ملی»، «مارین لوپن» به کاخ الیزه و پرده برداری از یک کارزار تبلیغاتی علیه مسلمانان، بهره برداری کرد.

حزب سوسیال دمکرات از زمان رأی مثبت به اعتبارات جنگی در سال ۱۹۱۴ و در جریان جنگ جهانی اول، یکی از مهم­ترین حامیان حاکمیت سرمایه داری در آلمان بوده است. در سال ۱۹۱۸-۱۹، این حزب بود که قیام انقلابی کارگران را سرکوب نمود. در اوایل دهۀ ۱۹۳۰، به کارشکنی در مقاومت در برابر هیتلر پرداخت و از دستگاه دولتی «وایمار» که به قدرت گیری نازی ها یاری رساند، دفاع نمود. اما حتی آن زمان هم کارگران بسیاری در صفوف حزب سوسیال دمکرات بودند و نازی ها وادار شدند که پس از سرکوب حزب کمونیست، حزب سوسیال دمکرات را منحل نمایند.

امروز حزب سوسیال دمکرات خود مسئولیت روحیه بخشیدن به نیروهای افراطی راست گرا را به عهده دارد. حزب سوسیال دمکرات تمام و کمال خود را از ریشه هایش در جنبش کارگری جدا کرده و همان برنامۀ رفرم اجتماعی را که در دورۀ پساجنگ مورد دفاع قرار می داد و حمایت بسیاری از کارگران را با خود داشت، به کناری نهاده است.

با اجرای قوانین «هارتس» طی ۱۵ سال گذشته، حکومت ائتلافی سوسیال دمکرات ها-سبزها وحشیانه ترین حملات در آلمان در دورۀ پساجنگ را آغاز نمود. «اوتو شیلی»، وزیر داخله، حقوق دمکراتیک را محدود و در عوض پلیس و نهادهای اطلاعاتی را تقویت کرد. «فرانک والتر اشتاین­مایر» از حزب سوسیال دمکرات، طی یک سال گذشته درحال جهت­دهی به احیای میلیتاریسم آلمان بوده است. درست مانند دهۀ ۱۹۳۰، این سیاست ها شانه به شانۀ بنا نهادن جنبش های راست افراطی و فاشیستی پیش می رود.

در همان حال که حمایت «گابریل» از پگیدا روشن می شود، حزب سوسیال دمکرات اکنون مشغول ایفای نقشی محوری است. تصادفی نیست که با وجود کارزار تبلیغاتی نژادپرستانۀ او علیه مسلمانان، «تیلو سارازین» در حزب سوسیال دمکرات باقی می ماند. تصادفی نبود که جلسه ای به رهبری «سارازین» در «درسدن»، رویدادی کلیدی در پدیدار شدن پگیدا بود که به برنامۀ خود علیه مسلمانان جامۀ عمل پوشانده است.

از زمان وحدت دوبارۀ آلمان، ترکیب اجتماعی حزب سوسیال دمکرات نیز به طور قابل توجهی تغییر کرده است. چهارصد هزار نفر از مجموعاً ۹۰۰ هزار نفر، حزب را ترک کرده اند، به خصوص تمام کارگران و کارمندان رده پایین تر. حزب سوسیال دمکرات، حزبِ مقامات دولتی، بوروکرات های اتحادیه های کارگری و دیگر جاه طلبانی است که با کمک کارت عضویت خود در حزب سوسیال دمکرات از نبردبان ترقی اجتماعی بالا می روند و تنها خفت و شرم­سازی برای طبقۀ کارگر دارند.

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 6