آلمان: فقرای شاغل و «معجزۀ اشتغال» حکومت

Print Friendly, PDF & Email
دیتمار هنینگ

برگردان: آرام نوبخت

با وجود حماسه­سرایی های بی­پایان حکومت و رسانه ها بر سر به اصطلاح «معجرۀ اشتغال» آلمان، مطالعات بیش­تر اثبات می کند که اساس این «معجره»، چیزی نیست جز استثمار وحشیانۀ کارگران پاره وقت و با دستمزدهای پایین. شمار کسانی که به زحمت می توانند با درآمد خود زندگی کنند، ۲۵ درصد در قیاس با رقم سال ۲۰۰۸ افزایش یافته است. شواهد «ادارۀ آمار فدرال» نشان می دهد که ۳.۱ میلیون کارگر شاغل در اواخر سال ۲۰۱۳، پایین تر از آستانۀ فقر زندگی می کرده اند. در سال ۲۰۰۸، تعداد به اصطلاح «فقرای شاغل» (یعنی کارگران و کارکنانی که درآمد آن ها پایین تر از خط فقر معین است) در حدود ۲.۵ میلیون نفر بود.

کسانی که در خطر (ریسک) فقر قرار دارند، افرادی هستند با درآمد کم­تر از ۶۰ درصد میانۀ درآمد، شامل کلیۀ پرداختی های دولتی (به عنوان مثال حمایت مسکن و کودک). در سال ۲۰۱۳، آستانۀ فقر در آلمان، خالصِ ۹۷۹ یورو در ماه برای یک فرد مجرد و ۲۰۵۶ یورو برای خانواده ای با دو فرزند زیر ۱۴ سال سن بود.

به گفتۀ آماردانان، این وضعیت، پیامدهای دامنه داری برای افراد و به خصوص کودکان آنان خواهد داشت. در سال ۲۰۱۳، تقریباً ۳۷۹ هزار شاغل در خطر (ریسک) فقر، ناتوان از پرداخت اجازۀ خود در سر موعد بوده اند. نزدیک به ۴۱۷ هزار نفر به گرمایش کافی دسترسی نداشتند. تقریباً ۵۳۸ هزار نفر تلاش کرده بودند با رساندن وعدۀ غذایی کامل خود به هر دو روز در میان، در هزینه های غذایی صرفه جویی کنند. در حدود ۶۰۰ هزار نفر از این کارگران استطاعت برخورداری از اتومبیل خود را نداشتند. حتی تعطیلات هفتگی سالانه نیز فراتر از وضعیت و توان مالی تقریباً ۱.۵ میلیون نفر است.

مدتی پیش از کریسمس، مراکز مشاورۀ مصرف گزارش دادند که خانواده های به مراتب بیش­تری مجبورند تعطیلات عمومی را بدون برق سپری کنند. به گفتۀ «آژانس شبکۀ فدرال» (ادارۀ تنظیم بازارهای برق، گاز، مخابرات، پست و راه آهن)، در تنها اواخر سال گذشته، برقِ نزدیک به ۳۴۵ هزار خانوار موقتاً قطع شد. مراکز مصرف معتقدند که این رقم به طور قابل توجهی بالاتر خواهد رفت.

افزایش فقر در میان جمعیت کارگران نتیجۀ مستقیم دستمزدهای پایینی است که حتی مقررات حدّاقل دستمزد نیز نمی تواند به اندازۀ کافی آن را تکمیل کند، و همین طور مزایای اجتماعی پایین نظیر مزایای مسکن و اولاد. دلیل دیگر افزایش فقر، رشد تعداد کسانی است که گزینه ای به جز کار پاره وقت ندارند.

این درست است که تعداد افراد شاغل در آلمان تقریباً هر سال به نقطۀ اوج جدیدی می رسد. حکومت فدرال هرگز از این که چنین چیزی را به عنوان یک موفقیت عظیم معرفی کند، خسته نمی شود. با این حال نسبت مشاغل پاره وقت و حاشیه ای * در آلمان بیش از دیگر کشورهای اروپایی است. مطالعۀ جدید «مؤسسۀ پژوهش های اقتصاد کلان و مشاغل» (IMK)، زیر مجموعۀ «بنیاد هانس بوکلر» از «کنفدراسیون اتحادیه های کارگری آلمان» (DGB)، این را به خوبی نشان می دهد.

طبق این مطالعه، تنها ایسلند، سوئیس، سوئد و نروژ هستند که در آن ها نرخ های اشتغال- یعنی نسبت شاغلین به جمعیتِ سن کار- بالاتر از نرخ آلمان است. اما این نرخ ها به هیچ وجه نوع اشتغال را نشان نمی دهند. در این مطالعه آمده است: «نرخ اشتغال اسمی، صرفاً بر اساس محاسبۀ تعداد شاغلین است، بدون تمایز میان مشاغل تمام وقت و پاره وقت». بنابراین نرخ بالای اشتغال در آلمان گمراه کننده است، چرا که یک چهارم شاغلین کشور- تقریباً ۱۱ میلیون نفر- در مشاغل پاره وقت کار می کنند. نسبت کارگران پاره وقت، تنها در هلند و سوئیس بالاتر است.

به علاوه، کارگران پاره وقت، ساعات بسیار معدودی در هفته کار می کنند. افراد شاغل در مشاغل حاشیه ای و کسانی که حداکثر ۴۵۰ یورو در ماه عایدی دارند، تقریباً نیمی از کل کارگران پاره وقت در آلمان را شکل می دهند. این حداقل ۵ میلیون نفر، اساساً در مشاغلی با دستمزد پایین کار می کنند. مضاف بر این، ۲.۳۵ میلیون نفر دیگر از صاحبان مشاغل حاشیه ای، علاوه بر شغلی دیگر، کارهای پاره وقت انجام می دهند.

طبق پژوهش های اخیر «ادارۀ آمار فدرال»، بیش از ۳ میلیون شاغل در آلمان، خواهان کار در ساعات بالاتری هستند. به خصوص بسیاری از زنان، اشتغالی کم­تر از آن چه مایل هستند، دارند. آن ها قادر به یاقتن شغل تمام وقت نیستند یا مجبورند مراقب کودکان یا بستگان باشند.

در مجموع طی سال ۲۰۱۴، از هر شش شهروند آلمان، یک نفر از فقر یا حاشیه روی اجتماعی متأثر شده است. به گفتۀ «ادارۀ آمار فدرال» در ماه اکتبر، این افراد بیش از ۱۳ میلیون نفر را شکل می دهند. شمار «فقرای شاغل» به طور اخص در برلین، منطقۀ روهر و بسیاری از مناطق آلمان رو به رشد است.

در همان حال که فقر روبه افزایش است، ثروت در سوی دیگر جامعه انباشت می شود. دارایی های خصوصی در آلمان به بالغ بر ۱۰ تریلیون یورو، یعنی ۱۰ هزار میلیارد یورو رشد کرده اند. صدنفر از ثروتمندترین افراد و خانواده های آلمان، به تنهایی مالک دارایی هایی به ارزش ۳۳۶ میلیارد یورو هستند.

شکاف میان ثروتمندان و فقرا به طور ممتد درحال گسترش است. این نتیجۀ سیاستی است که بر بازارهای مالی، به نفع ثروتمندانی با صدها میلیارد یورو در حساب های بانکی بزرگ ترین سهام داران، حکمفرماست. میلیاردها یورویی که به جیب ابر ثروتمندان سرازیر شد، با برنامه های ریاضتی و به بهای کارگران و بیکاران به دست آمده است. یعنی یک بازتوزیع عظیم، منتها از پایین به بالا.

اتحادیه های کارگری مسئولیت مهمی برای این سیاست ها دارند. آن ها نه تنها ده سال پیش از معرفی مقررات مزایای اجتماعی «هارتس»، و این اواخر از کمک های تریلیون یورویی دولت به بانک ها در سال ۲۰۰۹ دفاع کردند، بکه مهم تر از همه نقشی کلیدی در زمینه سازی برای حملات به مشاغل، حقوق و شرایط کاری در کارخانه ها ایفا می کنند.

هدف این سخنرانی هایی دیندارانه و نقدهای اجتماعی ملایم از سوی «بنیاد هانس بوکلر»-وابسته به DGB- پنهان­سازی سوابق خود اتحادیه است، در عین این که همزمان به طبقۀ حاکم هشدار می دهند که این سیاست ها جرقه های اعتراض اجتماعی را روشن و منجر به شورش خواهد شد. این همان چیزی است که DGB و اتحادیه هایش هم­چون طاعون از آن می هراسند.

۳ فوریۀ ۲۰۱۵

*مشاغل حاشیه ای (یا خُرد یا ۴۰۰ یورویی) از نظر تأمین اجتماعی آلمان، مشاغلی با پایین ترین سطح مطلق عواید یا اشتغال کوتاه مدت است.

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 2 = 10