شوراها ؛ هم استراتژی و هم تاکتیک

زمان تقریبی مطالعه متن ۵ دقیقه

 

نظر بلشویک لنینیست:

در این مقاله نویسنده سعی دارد دفاعیه‌ای از شورا به مثابۀ یک «تاکتیک» مبارزاتی برآمده از شرایط خاص ایران – در این فاز- ارائه دهد. نویسنده به ضرورت رهبری انقلابی (حزب کمونیست انقلابی) اذعان دارد، اما حال که این تشکیلات انقلابی و رهبری‌کننده غایب است وظیفه‌اش را به دوش شورا می‌گذارد. به این ترتیب شورایی که خود نیازمند رهبری انقلابی است، قرار است جای رهبری انقلابی را پُر کند.

چنین درک تاکتیکی از شورا نمی‌تواند بدون پاسخ سؤالات زیر ارائه شود:

۱- شورا، به عنوان یک نهاد تماماً منتخب، دمکراتیک و علنی که کارکردش ادارۀ محل کار و زیست است چطور می‌تواند در شرایط استبدادی امروز (یعنی دورۀ پیشاانقلابی) محقق شود؟ بدیهی است که تحقق چنین نهادی در شرایط استیلای استبداد ممکن نیست. درست از همین روست که شوراها تنها در شرایط انقلابی، در شرایط اوج مبارزۀ طبقاتی که شالودۀ قدرت حاکم از هم گسیخته ظهور می‌کنند. نگاه به شورا به مثابۀ «تاکتیک» بدون توجه به شرایط عینی ظهور شورا (یعنی حالت قدرت دوگانه) منجر به درکی تماماً اراده‌‌گرایانه و لاجرم ایده‌آلیستی از شوراها خواهد شد.

۲-حتی اگر هم نطفه‌های چنین شوراهایی (مثلاً در قالب کمیته‌های اعتصاب یا کمیته‌های کارخانه) همین امروز در سطح این یا آن کارخانه شکل بگیرند، چگونه می‌توان گرایش‌های محافظه‌کار و همسو با کارفرما را در نطفه‌های این شوراها مهار و خنثی کرد؟ مگر جز اینست که شورا، صرفاً یک فرم سازماندهی است و محتوای سیاسی-طبقاتی‌اش است که اهمیت دارد؟ سرنوشتی که «مجمع نمایندگان مستقل کارگری هفت‌تپه» (به‌عنوان یک کمیتۀ پیشروی کارخانه – با دستاوردهایی تحسین‌برانگیز- که میتوانست نطفۀ شوراهای آتی باشد) در جریان اعتصاب آبان و آذر ۹۷ پیدا کرد و اینک بر آنست تا خود را درون شورای اسلامی کار منحل کند، ثابت می‌کند که چرا یک تشکیلات انقلابی برای کمک به تقویت گرایش‌های رادیکال کارگری درون هر نطفه‌های شورایی لازم و ضروری است.

وجود یک حزب کمونیست انقلابی ضامن آنست که شوراها به جای تقدیم قدرت به بورژوازی، خودشان به سمت تسخیر قدرت حرکت کنند و به بیان دیگر نطفۀ حکومت کارگری بالقوه را بالفعل کنند؛ وگرنه هزاران شورا نیز بدون پشتوانۀ رهبری انقلابی و به طور خودجوش به ضرورت تسخیر قدرت پی نمی‌برند و برای آن طرح و نقشه نمی‌ریزند.

قرار نیست این حزب برچسب خود را به شورا بزند یا شورا را در خود حل کند. نقش حزب عبارت از جلب اکثریتِ درون شوراها به شعارها و تاکتیک و استراتژی و برنامه‌ انقلابی برای تسخیر قدرت است. بنابراین مسألۀ کلیدی بر سر سازمان‌یابیِ خود کمونیست‌های انقلابی و ساختن رهبری کمونیستی در درون پیشروترین بخش طبقۀ کارگر است.

گرامشی که بخشی از مقاله بر آرای او استوار است، بنا به تجربۀ جنبش شورایی در تورین دقیقاً به همین جمع‌بندی مهم می‌رسد و دخالت حزبی را «شرط اساسی» هدایت شوراها برمی‌شمارد، آنجایی که می‌نویسد:

«حزب باید شخصیت متمایز و صریح خودش را داشته باشد… حزب پرولتاریای انقلابی در مبارزه‌اش برای تحقق یک جامعۀ کمونیستی به واسطۀ دولت کارگری، یک حزب همگن و منسجم با دکترین و تاکتیک‌های خود و انضباط اکید و بی‌چون و چرا است. رهبری حزب از طریق ارتباط مستمر با بخش‌ها باید به موتور مرکزی عمل پرولتری در تمامی اشکالش بدل شود. این بخش‌ها باید اقدام به تشکیل گروه‌های کمونیستی در تمامی کارخانه‌ها، اتحادیه‌ها، تعاونی‌ها و سربازخانه‌ها کنند… و به چنان عناصر معتمدی بدل شوند که توده‌ها برای تشکیل شوراهای سیاسی و اعمال دیکتاتوری پرولتاریا از میان آنان نماینده بفرستند. تجربۀ یک حزب کمونیست بسیار منضبط… شرط اساسی و بی‌چون و چرای هرگونه آزمودن تجربۀ شوراها است».

————————————————–

شوراها ؛ هم استراتژی و هم تاکتیک

آرش دوست حسین

  1. چیستی شوراها
  2. چرایی شوراها
  3. ضرورت شوراها
  4. چگونگی شوراها
  5. ضمیمه: «نه فاشیسم و نه لیبرالیسم. شورایسم » – آنتونیو گرامشی

به جای مقدمه

اول : اگر نیروهای رادیکال علیه وضعیت موجود و انقلابیون ضد سرمایه داری – ضد جمهوری اسلامی بر سر این اصل تحلیلی ، توافق محتوایی داشته باشند که جامعه ایران معاصر، آبستن تحولات عظیم اجتماعی – سیاسی است؛ که جامعه ایران این تحولات را از مشروطه تا بهمن ۵۷ طلبکار از طبقه حاکم است ؛ و این تحولات لاجرم بواسطه قابله تاریخی انقلاب است که محتوای ذهنی آن، شکلی عینی به خود میگیرد، درنتیجه فقط میبایست بر سر چگونگی (استراتژی و تاکتیک) متحقق کردن این وضع حمل تاریخی و شکل و محتوای آن بحث کرد تا جبهه بندی‌ها و مرزکشی‌های سیاسی حامی و له با فرودستان میان نیروهای رادیکالس و انقلابی، علیه نیروهای وابسته به بورژوازی ملی – مذهبی از یکسو و نیروهای وابسته به بورژوازی جهانی – امپریالیستی از سوی دیگر، مشخص و متعین شود.

دوم : قائدتا موافقین بند اول، لاجرم برسر این اصل نیز میبایست توافق داشته باشند که قبل و پس از این وضع حمل تاریخی، اصلی‌ترین مساله ساختن و پرداختن چیستی ساختارهایی است که با سیر مسیری رادیکال، اولاً این تحولات به نفع طبقه خلع ید شده و فرودست متحقق شود و دوماً تجربیات شکست‌های تاریخی مشروطه و بهمن ۵۷ را تکرار نکنیم تا اجازه مصادره دوباره انقلاب توده‌های فرودست را به نیروهای مختلف بورژازی ملی و جهانی (متفاوت در شکل اما همسان در محتوا) ندهیم.

سوم : انتخاب نام این مقاله، تعمدی از روی رساله رفیق مسعود احمدزاده برداشته شده، زیرا نگارنده بر این باور است که با وجود منفرد و اتمیزه شدن رفقای جنبش چریکی از ارتباط ارگانیک و سازماندهی توده‌ای – طبقاتی بر اساس این دست از تئوری‌ها، اما با این حال وفاداری این رفقا به اصل تحلیل مشخص از شرایط مشخص بود که فوریت و الویت ورود به بحث استراتژی و تاکتیک را برای انقلابی که وقوع آنرا میدیدند و خود را برای آن میبایست که مهیا میکردند را نشان میدهد و از ارزش های این رساله در زمان و مکان خودش چیزی نمیکاهد.

به همین دلیل است که برای ما نیز در امروز به مثابه وامداران تمام اشتباهات و دست آوردهای رفقایمان از پاریس ۱۸۷۱ و سنت پترزبورگ ۱۹۱۷ تا ایران ۱۳۵۷، زمانی که بر سر دو بند اول توافق داشته باشیم، فوریت و الویت بحث پیرامون چیستی و چگونگی استراتژی و تاکتیک برای ما نیز به جهت متحقق کردن اهداف انقلابی و طلبکاری تاریخی طبقه کارگر و زحمتکش که هر آینه چیزی جز همان «خلع ید کردن از خلع ید کنندگان نیست»، جبر و لزوم ورود به این بحث را تبدیل به یک واجب مبارزاتی میکند. و نکته ضروری آخر اینکه مبانی طرح شده در این متن، در پروسه زمانی که آنرا  «تا انقلاب»  مینامم تنظیم شده است و در این مقطع خیال ورود به پروسه زمانی پس از انقلاب را ندارم، که شرایط مشخص آن، اصل مسأله را به چگونگی تشکیل چیستی ساختار نظم جدید (چیستی آلترناتیو) پیوند میزند. زیرا اگر مسئله اصلی امروز را در حال حاضر، سرنگونی جمهوری اسلامی قرار دهیم؛ آنگاه سؤال اصلی نیز چگونگی این سرنگونی (استراتژی و تاکتیک) است. چونکه قطعن جمهوری اسلامی هنوز در حاکمیت است و به همین دلیل «سقوط کرده»  بودن آنرا فرض گرفتن، ما را از تمرکز بر چگونگی سرنگون کردن آن دور میکند. مبرهن است که این چگونگی سرنگونی نزد ما انقلابی است[۱].

در نتیجه جهت «انقلابی کردن انقلاب » آتی ایران، نیاز به استراتژی و تاکتیک‌های انقلابی است.

مقاله حاضر تلاشی است جهت برخورد و رویکردی رادیکال جهت درونی سازی بلشویکی ترین تز بلشویکی : «همه قدرت به شوراها »! جهت استفاده از آن برای مقطع حال حاضر در شرایط سیاسی – اجتماعی معاصر جامعه ایران .اما چرا و چگونه؟   اما چرا و چگونه؟

برای مطالعه کامل متن، فایل Pdf را دانلود کنید

دانلود Pdf 

 

لينک کوتاه مطلب:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + 1 =