سرمایه‌داری و بحران ابولا

زمان تقریبی مطالعه متن ۴ دقیقه

به بهانۀ گذشت دو سال از اپیدمی ابولا…

نایلز ویلیامسن / برگردان: آرام نوبخت

«ابولا ۴۰ سال پیش ظاهر شد. پس چرا درمانگاه ها هنوز دست خالی هستند؟ نه واکسنی و نه دارویی؟ چون ابولا به لحاظ تاریخی و جغرافیایی محدود به ملل فقیر افریقایی بوده. عملاً هیچ انگیزه ای برای تحقیق و توسعه وجود ندارد. وقتی محرک یک صنعت سود باشد، دیگر در محصولاتی سرمایه گذاری نمی کند که بازار توان خریدش را نداشته باشد» (مارگارت چان، مدیر کلّ سازمان بهداشت جهانی)

این حقیت ساده که از سخنرانی اوایل همین ماه دکتر مارگارت چان در بالا نقل شد، عامدانه بین هزاران صفحه و ساعات بی شمار پوشش رسانه ای بحران ابولا گم شده است.

اولویت های غیرعقلانی و ضدّ اجتماعی یک نظام اقتصادی مبتنی بر مالکیت خصوصی بر صنایع داروسازی و درمانی و منافع و سود ابرشرکت های غول پیکر، مسیر توسعۀ واکسنی را که می توانست از شیوع این بیماری در افریقای غربی جلوگیری کند مسدود کردند. هزاران انسان، بی دلیل جان باخته و میلیون ها تن در معرض خطر این آخرین مورد از فهرست طولانی فجایع قرار گرفته اند (طوفان کاترینا، سونامی آسیا، لکۀ نفتی خلیج مکزیک، قحطی نیجریه و سایر کشورها)؛ سرمایه داری یا مستقیماً مسبب این فجایع بوده یا آن ها را بی اندازه مرگبارتر و ویرانگرتر کرده است.

نظام سود نه فقط خیر جامعه را تابع انباشت سود نخبگان ثروتمند می کند، بلکه با تقسیم دنیای بیش از پیش درهم تنیدۀ ما میان دولت-ملت های رقیب، مانع بسیج منابع بین المللی به شکل عقلایی می شود. هیچ گونه پاسخ بین المللی هماهنگی در بحران فعلی به چشم نمی خورد، چرا که بسیج منابع بین المللی به منافع دولتی شرکت های رقیب هر کشور دست می اندازد.

به گفتۀ سازمان بهداشت جهانی، ۱۳ هزار و ۵۶۷ مورد ابولا در هشت کشور، همراه با ۴ هزار و ۹۵۱ مرگ، تا تاریخ ۳۱ اکتبر گزارش شده است. اگرچه ابولا تا به الآن در سایر جاها محدود شده است، اما بیماری به گسترش خود در کشورهای عمیقاً فقیر لیبریا و سیرالئون و گینه در افریقای غربی همچنان ادامه می دهد.

ابولا تنها بیماری ای نیست که افریقای غربی و سایر بخش های جهان را- یعنی نقاطی که منافع صنعت داروسازی مانع توسعۀ یک واکسن بوده است- درمی نوردد. تب دِنگی و تب لاسا از جملۀ مرگبارترین و شناخته شدترین آن ها هستند.

تب دنگی که ازطریق پشه به انسان ها منتقل می شود، در بخش زیادی از زمین در حدّ فاصل مدارهای رأس السرطان و رأس الجدی شایع است. اثرات دردآور این بیماری از اواخر قرن ۱۸ شناخته شد و نخستین تلاش ها برای تهیۀ واکسن در دهۀ ۱۹۲۰ صورت گرفت. دنگی از افریقا آغاز شد و نخستین بار در دهۀ ۱۹۵۰ بود که به صورت یک مشکل حاد جهانی بروز کرد.

سازمان بهداشت جهانی تخمین می زند که بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون انسان سالانه به دنگی آلوده می شوند و ۲۵ هزار نفر جان خود را از دست می دهد. هیچ گونه تلاش هماهنگی برای نابودی این بیماری صورت نگرفته است. امیدوارکننده ترین واکسن هنوز اوایل امسال در مرحلۀ بررسی کارایی آن بر انسان بود.

تب لاسا که علائمی شبیه به ابولا دارد، از طریق جوندگان به انسان ها منتقل می شود. این بیماری نخستین بار سال ۱۹۶۹ در افریقای غربی شناسایی شد و در منطقه شایع است. سالانه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار مورد ابتلا به این بیماری رخ می دهد که به مرگ تقریباً ۵ هزار نفر می انجامد. بین ۱۰ تا ۱۶ درصد کسانی که هر سال در سیرالئون و لیبریا در بیمارستان پذیرش می شوند، مبتلا به تب لاسا هستند. با وجود آن که تب لاسا این بیماری شناخته شده است و بیش از چهار دهه مورد مطالعه قرار گرفته، اما نویدبخش ترین واکسن ها تنها در مرحلۀ آزمایش روی حیوانات هستند.

یک عامل مهم در ابعاد شیوع کنونی ابولا و سایر بیماری های مرگبار، فقری است که در تاروپود قارۀ افریقا تنیده شده. سال گذشته لیبریا و سیرالئون و گینه، هر یک به ترتیب با سرانۀ تولید ناخالص داخلی ۸۷۸، ۱۹۲۷ و ۱۲۵۵ دلار- یعنی پایین از سرانۀ تولید ناخالص جهانی (۱۴ هزار و ۲۹۳ دلار)- در زمرۀ فقیرترین کشورهای جهان جای گرفتند. اکثر مردم این سه کشور یا در روستاهای توسعه نیافته زندگی می کنند یا در زاغه های متعفن شهری.

کم تر از پنج درصد جمعیت روسایی لیبریا به تسهیلات بهسازی شدۀ بهداشتی دسترسی دارند، درحالی که کمی بیش از ۲۶ درصد جمعیت روستایی سیرالئون به یک منبع آبی بهسازی شده دسترسی دارند. در زاغۀ بدنام «وِست پوینت» واقع در مونروویا، پایتخت لیبریا، لوله کشی وجود ندارد. ساکنین وادار می شوند از ساحل امتداد اقیاس آتلانتیک و نواحی کرانۀ رودخانۀ اصلی به عنوان دستشویی های موقتی استفاده کنند.

این شرایط برای گسترش سریع ابولا و سایر بیماری های مهلک ایده ال هستند.

تداوم حضور این بیماری ها و شرایط عقب مانده ای که گسترش آن ها را تسهیل می کنند، میراث دیرپای استعمار و امپریالیسم هستند. قدرت های امپریالیستی که این کشورها را به خاطر منابع شان غارت کردند– در این موارد ایالات متحدۀ امریکا، بریتانای کبیر و فرانسه-مسئول اصلی این پیامدهای اجتماعی مهیب محسوب می شوند.

لیبریا، سیرالئون و گینه به عنوان مستعمرات این قدرت ها ایجاد شدند. «مجمع استعماری امریکا» (ACS)، لیبریا را به عنوان مستعمرۀ بردگان امریکایی آزاده شده در سال ۱۸۲۲ پیریزی کرد. این کشور استقلال صوری خود را سال ۱۸۴۶ به دست آورد، اما از آن زمان تاکنون تحت سلطۀ سرمایه داری امریکا بوده ست. سیرالئون اوایل قرن ۱۹ به دست بریتانیای کبیر به عنوان مستعمرۀ بردگان آزاد شده ایجاد شد و تا سال ۱۹۶۰ تحت کنترل استعماری مستقیم بود. گینه در دهه های پایانی قرن ۱۹ به عنوان مستعمرۀ فرانسه ایجاد شد و تا ۱۹۵۸ تحت کنترل فرانسه باقی ماند.

همان منافع غارتگارانه ای که بیش از یک قرن خون این کشورها را مکیده، امروز محرک پشت واکنش قدرت های اصلی به بحران فعلی افریقای غربی است. هر یک از قدرت های امپریالیستی، در رأس آن امریکا، مشغول بهره برداری از بحران ابولا برای بسط کنترل خود بر منطقه و ذخایر طبیعی آن هستند: کائوچو در لیبریا، الماس و سنگ های قیمتیِ سیرالئون و بوکسیت گینه.

امریکا به جای اعزام هزاران پرسنل پزشکی، هزاران سرباز را اعزام کرده تا در این قاره جای پایی «برای ستاد فرماندهی نظامی امریکا در افریقا» بیابد.

بیماری هایی نظیر ابولا به خاطر ویرانی های ناشی از سرمایه داری است که مجال پیشروی می یابند. برای حلّ بحران فعلی و جلوگیری از موارد مشابه در آینده، طبقۀ کارگر بین المللی می بایست امور را دست خودش بگیرد. طبقۀ کارگر جهانی تنها نیرویی است که می تواند امپریالیسم را شکست دهد و یوغ الیگارشی شرکت ها را هم در کشورهای تحت ستم و هم مراکز امپریالیستی درهم بشکند.

مالکیت خصوصی بر صنعت داروسازی باید ملغا شود و جای خود را به مالکیت عمومی تحت کنترل دمکراتیک طبقۀ کارگر بدهد. هم اکنون به سازماندهی یک حرکت بین المللی به رهبری پزشکان و دانشمندان مستقل از حکومت ها برای ریشه کن ساختن بیماری های عفونی مرتبط با فقر نیاز است و این کار مستلزم اختصاص میلیاردها پول است. ثروتی که از میلیاردرهای جهان سلب می شود، چندین بار بیشتر برای تحقق این تلاش کفایت خواهد کرد.

۱ نوامبر ۲۰۱۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − = 8