استرالیا و نیوزیلند: سرمایه‌داری، ستایشِ جنگ و تدارک برای تنازعات آتی

Print Friendly, PDF & Email
سخنرانی از : شرل گریسپ / برگردان: آرام نوبخت

سال ۱۹۳۸ در آستانۀ آغاز جنگ جهانی دوم، لئون تروتسکی در «برنامۀ انتقالی»، سند بنیان گذاری انترناسیونال چهارم، به طبقۀ کارگر بین المللی هشدار داد و چنین نوشت:

«جنگ امپریالیستی، تداوم و تشدید سیاست‌های غارتگرانۀ بورژوازی است و مبارزۀ پرولتاریا علیه جنگ، تداوم و تشدید مبارزۀ طبقاتی اوست. با آغاز جنگ، وضعیت و بخشاً ابزار مبارزه میان طبقات دگرگون می شود، اما نه هدف و مسیر اصلی آن. بورژوازی امپریالیست بر جهان سلطه دارد. بنابراین جنگِ پیشِ رو، از نظر خصلت بنیادی خود، یک جنگ امپریالیستی خواهد بود. از این رو محتوای بنیادی سیاست‌های پرولتاریای بین المللی، مبارزه علیه امپریالیسم و جنگ خواهد بود».

تروتسکی سپس به اصل اولیۀ سوسیالیست‌ها در دورۀ جنگ اشاره کرد: «دشمن اصلی، در کشور خود شماست». مقصود این بود که دشمنان طبقۀ کارگر نه سایر کارگران، بلکه طبقۀ حاکم و حکومت سرمایه داری در خانه هستند.

این تأکید تروتسکی، برای پس زدن بخار مسموم میهن پرستی افراطی و ناسیونالیسمی بود که تمامی حکومت‌ها ساطع می کردند. کلام او در وضعیت مخاطره آمیز امروز به طور ژرفی طنین انداز است. امروز تحرکات جنگی امپریالیسم با آهنگی رعب آور در جریان است. شباهت‌های روشنی میان سال ۱۹۳۸ و امروز به چشم می خورند.

همین هفته مردم استرالیا و نیوزیلند با تبلیغات میلیتاریستی و میهن پرستی بمباران شده اند. «روز آنزاک»- تعطیلات عمومی یادبود کشته شدگان استرالیا و نیوزلند در نبرد «گالیپولی» ترکیه به سال ۱۹۱۵- فرصتی بود برای این کار.

حکومت استرالیا ۳۲۵ میلیون دلار- یعنی بیش از هر کشور دیگری- صرف مراسم یادبود چهارروزۀ صدمین سالگرد جنگ جهانی اول می کند. این کارزار با تحریفات تاریخی دربارۀ شکوه فداکاری نظامی در راه وطن، به طور اخص جوانان، از جمله کودکان پیش دبستانی را هدف گرفته است. همۀ احزاب سیاسی، از جمله حزب به اصطلاح صلح طلب «سبزها»، از این کارزار حمایت کرده اند.

اشتباه نکنید. تجلیل دستگاه سیاسی حاکم از جنگ ها- در گذشته و حال حاضر- با هدف آماده سازی نسل بعدی برای نبردهای آتی است. همۀ این‌ها با حمایت همه جانبۀ امپریالیسم استرالیا از تدارکات جنگی امریکا علیه چین همراه بوده است.

در عین حال حکومت استرالیا طلایه دار ایجاد بازداشتگاه‌های نژادپرستانه و غیرقانونی- یا به کلام دقیق تر، اردوگاه‌های کار اجباری مدرن- برای پناهندگانی است که با محرومیت از همۀ حقوق خود، در جزایر دورافتادۀ اقیانوس آرام سال‌ها همچنان در وضعیت غیرقابل تحمل اسیر هستند. اکنون حکومت‌های اروپایی نیز از این مدل وحشیانه در برابر صدها هزار پناهجوی درمانده‌ای استفاده می کنند که از جنگ‌های سوریه و عراق و افغانستان می گریزند.

در ژاپن، حکومت شینزو آبه، به عنوان راست گراترین حکومت این کشور از زمان جنگ جهانی دوم، قوانینی را به نفع اعزام ارتش ژاپن در کنار نیروهای امریکا تصویب کرده است. این همراه شده است با کارزاری برای سفیدکاری و توجیه جنایات امپریالیسم ژاپن. کتاب‌های جدید تاریخ در مدارس معرفی شده اند که سبعیت و توحش میلیتاریست‌های ژاپن را در دهۀ ۱۹۳۰ و جنگ جهانی دوم تحریف می کنند.

از آن جا که ژاپنی‌ها تنها مردم آسیب دیده از حملۀ اتمی امریکا به هیروشیمی و ناکازاکی در سال ۱۹۴۵ بوده اند، رژیم ژاپن کاملاً به ضدیت مردم با تدارکات جنگی خود واقف است و تلاش می کند که با شیطان جلوه دادن چین و معرفی آن به عنوان یک تهدید نظامی برای ژاپن، این جوّ ضدّ جنگ را خفه کند.

در خودِ چین نیز رژیم «حزب کمونیست» با دامن زدن به ناسیونالیسم چینی که اکنون شکلِ شووینیسم ضدّ ژاپنی بدخیمی را به خود گرفته، به تشدید تحریکات امریکا و متحدین‌اش پاسخ داده است. ترویج نژادپستی، به حملات فیزیکی به شهروندان ژاپنی منجر شده است. حکومت تظاهراتی را علیه ادعای ارضی ژاپن نسبت به جزایر مورد مناقشۀ «سن کاکو» برانگیخت. معترضین پارچه نوشته هایی در دست داشتند که روی آن یک انفجار قارچی شکل هسته‌ای بر فراز ژاپن نقش بسته بود. این ناسیونالیسم ارتجاعی تنها به شکاف طبقۀ کارگر آسیا خدمت می کند و آب به آسیاب امپریالیسم می ریزد.

دغدغۀ واقعی رژیم چین دفاع از ثروت نخبگان سرمایه دار خود است، آن هم نه فقط در برابر امریکا، که همین طور در برابر طبقۀ کارگر چین، یعنی نیرویی که بیش از همه از او واهمه دارد. چین در حال حاضر یکی از نابرابرترین کشورها است؛ با ۴۷۰ میلیاردر (بر حسب ثروت دلاری)، که از هر کشور دیگری به استثنای امریکا بالاتر است. در حالی که بالغ بر ۵۰۰ میلیون کارگر چینی و فقرای روستایی با روزانه ۳ دلار یا کم­تر، روزگار می گذرانند. در همۀ کشورهای آسیایی وضعیت به یکسان است.

همان طور که تروتسکی سال ۱۹۳۸ توضیح داد، جنگ در بیرون مرزها همراه است با جنگ با طبقۀ کارگر در درون مرزها. سال‌ها یورش به وضعیت معیشت کارگران همۀ کشورها، منجر به چنان سطوحی از نابرابری اجتماعی شده که تقریباً طی یک قرن گذشته بی‌سابقه بوده است. هیچ آینده‌ای برای بشریت در این نظام متصور نیست.

نژادپرستی و خارجی ستیزی تنها از طریق نبرد برای وحدت بین المللی طبقۀ کارگر قابل جلوگیری است. کارگران تمامی کشورها با حملات مشابه بانک‌ها و ابرشرکت‌های فراملی مشابه رو به رو هستند. خطر جنگ بر فراز سر همۀ ماست. توده‌های امریکا و آسیا، از جمله کارگران و جوانان استرالیا و نیوزلند، باید دست یاری به سوی برادران و خواهران چینی خود دراز کنند و هرگونه تقلا برای دشمن جلوه دادن آنان را طرد کنند.

ما باید در مبارزه‌ای مشترک برای سرنگونی سرمایه داری، این منشأ جنگ، متحد شویم. من شما شنوندگان و هواداران را فرامی خوانم تا مبارزه برای ایجاد جنبش ضدّ جنگ بین المللی طبقۀ کارگر و جوانان را حول مبارزه برای سوسیالیسم جهانی در دستور کار قرار دهیم.

۴ مه ۲۰۱۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 5 =