لنین، تروتسکی و انترناسیونالیسم

Print Friendly, PDF & Email
پال داماتو / برگردان: آرام نوبخت

وقتی انقلاب روسیه سال ۱۹۱۷ پیروز شد، برای لنین و تروتسکی و دیگران روشن بود که شرایط اقتصادی برای سوسیالیسم در مقیاس «جهانی» آماده است، اما روسیۀ منزوی احتمالاً نمی تواند به عنوان یک دولت کارگری زنده بماند. لنین نوشت که «ما همیشه بخت خودمان را در قمار انقلاب جهانی وسط گذاشتیم … به سرانجام رساندن کاری مثل یک انقلاب سوسیالیستی، در یک کشور محال است».

وقتی بروکراسی استالینیستی اوایل دهۀ ۱۹۲۰ سر بلند کرد، تروتسکی که از سازماندهان کلیدی قیام ۱۹۱۷ بود، به قهرمان نبرد با استالین مبدل شد. لنین پیش از مرگش در سال ۱۹۲۴، چالش با این بروکراسی خیزنده را آغاز کرده بود؛ از جمله پیشنهاد عزل استالین را از سِمت دبیر کلی حزب داده بود که کمیتۀ مرکزی بعد از مرگ وی پنهان کرد.

تروتسکی، رژیم استالین را به عنوان «نخستین مرحلۀ بازگشت بورژوازی» محکوم کرد. او با استناد به مارکس استدلال کرد که ساختن «سوسیالیسم در یک کشور»، اصولاً هر چیزی است غیر از ساختن سوسیالیسم؛ و این که تلاش برای انجام چنین کاری در شرایط کمیابی، صرفاً منجر به احیای مناسبات نابرابری اقتصادی و اجتماعی در روسیه می شود.

تروتسکی فراخوان به سرنگونی بروکراسی جدید داد: انقلاب سیاسی. لقب جدیدی خلق شد: «تروتسکیست». تبلیغات دولتی به راه افتاد تا «ثبات» شود که تروتسکی نهایتاً تازه واردِ حزب بلشویک بوده و کسی که از اول تا به آخر واقعاً برای تضعیف انقلاب فعالیت کرده است.

تروتسکی رهبر مناسبی برای اپوزیسیون چپ جدید روسیه بود. تئوری «انقلاب مداوم» او تصریح کرده بود که خصلت «مرکب» توسعۀ اقتصادی روسیه- خصلتی که مدرن‌ترین صنعت را به عقب مانده‌ترین اقتصاد دهقانی پیوند می زد- جنبشی انقلابی را خلق خواهد کرد که وظایف و تکالیف یک انقلاب بورژوایی و کارگری را ترکیب می کند.

و این که لیبرال‌های روسیه در برابر طبقۀ کارگر با مرتجعین زمین دار متحد خواهند شد. به قول تروتسکی، «هرچه مبارزۀ توده‌ها جسورانه تر، دگرگونی ارتجاعی لیبرالیسم سریع تر». تنها طبقۀ کارگر روسیه می توانست یک انقلاب «بورژوایی» را هدایت کند.

این کم و بیش همان چیزی است که سال ۱۹۱۷ رخ داد. با این حال چشم انداز تروتسکی، مانند لنین، تماماً انترناسیونالیستی بود. انقلاب روسیه نمی توانست نهایتاً پیروز باشد، مگر با گسترش انقلاب. تروتسکی سال ۱۹۰۶ نوشته بود که «بدون حمایت مستقیم حکومت پرولتاریای اروپا، طبقۀ کارگر روسیه قادر نخواهد بود که خود را در قدرت نگه دارد».

تروتسکی انتظار داشت که با دخالت نظامی خارجی در کنار ارتش‌های ضدّ انقلاب و نابودی فیزیکی دولت کارگری، شکستی احتمالی از راه برسد. اما بلشویک‌ها در جنگ داخلی پیروز شدند. انقلاب به جای این که سرنگون شود، از درون منحط شد. با این حال انزوای انقلاب، به همان صورت که تروتسکی پیش بینی کرده بود، منجر به آن شد که کارگران روسیه قدرت را به یک ضدّ انقلاب بروکراتیک ببازند.

نویسندگان بسیاری دربارۀ نبوغ تروتسکی و خرفتی استالین نظر داده اند. بنابراین پیروزی استالین و شکست تروتسکی را چگونه می توان توضیح داد؟ نیروی تروتسکی به عنوان یک رهبر، قویاً به جنبش کارگری در نقطۀ اوج آن ارتباط داشت. در حالی که استالین و بروکراسی نیروی خود را از ضعف طبقۀ کارگر گرفتند.

با این حال نقدها و تحلیل زیرکانه و تند تروتسکی از انحطاط انقلاب، شرایط را برای پیروزی مطلوب استالین فراهم آورد. تروتسکی نهایتاً سال ۱۹۲۸ از اتحاد جماهیر شوروی تبعید شد. یک دهۀ بعد، استالین یک ضد انقلاب تمام عیار را به نمایش گذاشت و تمامی آثار و نشانه‌های ۱۹۱۷ را محو کرد.

استالین صرفاً به ترویج عقاید اساساً ضدّ مارکسیستی زیر پوشش مارکسیسم بسنده نکرد (مثل تئوری «سوسیالیسم در یک کشور» که یک مفهوم سازماندهی کاملاً بروکراتیک و نه دمکراتیک بود). بلکه او به تصفیۀ فیزیکی رهبران انقلاب پرداخت.

به گفتۀ خروشچف، استالین ۷۰ درصد اعضا و کاندیداهای کمیتۀ مرکزیِ منتخب سال ۱۹۳۴ و ۸۰ درصد کسانی را که پیش از سال ۱۹۲۱ پیوسته بودند، به قتل رساند.

مبارزۀ تروتسکی با تأثیر بین المللی استالینیسم موضوع بحث بعدی ما خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

32 − = 29