اعتصاب کارگران یونان علیه سیاست های ریاضتی سیریزا

Print Friendly, PDF & Email
کریستوف واندرایر / برگردان: آرام نوبختاواخر هفته، توده های کارگران یونان در یک اعتصاب عمومی گرد آمدند و ده ها هزار نفر علیه بسته ای از سیاست های وحشیانۀ ریاضتی که از سوی سیریزا (ائتلاف چپ رادیکال) اتخاذ و یکشنبه شب در پارلمان تصویب شد، دست به تظاهرات زدند. در آتن، هزاران نفر به خیابان ها ریختند و شعارهایی را نظیر «برای بیرون انداختن حکومت، اتحادیۀ اروپا و صندوق بین المللی پول برخیزید!» و «نه به تاراج تأمین اجتماعی» فریاد زدند.

اعتصاب سه روزه، بخش های وسیعی از اقتصاد یونان را زمینگیر کرد. رانندگان مترو، اتوبوس و قطار، معلمان، کارکنان بخش عمومی، خبرنگاران، خدمۀ کشتی های فرابر، رفتگران و کارگران بخش خصوصی در این اعتصاب شرکت داشتند. حتی صاحبان کیوسک ها و مغازه های کوچک نیز دست از کار کشیدند.

اما این مانع از آن نشد که سیریزا به نفع افزایش ۵.۳ میلیارد یورویی مالیات نزولی و کاهش ۱.۸ میلیارد یورویی مزایای بازنشستگی در پارلمان رأی ندهد. این سیاست ها شامل افزایش مالیات بر ارزش افزوده (مالیات بر فروش) از ۲۳ به ۲۳ درصد، افزایش مالیات کارگران کم درآمد و کسب و کارهای خُرد و افزایش ۲۰ درصدی سهم پرداختی کارکنان بابت مزایای بازنشستگی برای بخش های زیادی از نیروی کار کشور می شود.

این حملات، تنها اخیرترین موارد از یک سلسله تمهیدات اجتماعی ارتجاعی هستند که حکومت نخست وزیر الکسیس سیپراس صورت داده است. حکومت سیریزا پیش تر نیز سهم پرداختی بابت مزایای بازنشستگی را افزایش داد، از مزایا کاست و سنّ بازنشستگی را به ۶۷ سال افزایش داد. این کاهش هزینه های عمومی به بخش اعظم جمعیت آسیب رسانده است. در یونان به دلیل بیکاری وسیع و تکه پاره شدن «تور ایمنی اجتماعی» به دست اتحادیۀ اروپا، دستمزد کارگران ۳۰ درصد سقوط کرده است و کلّ خانواده ها مجبور هستند که برای بقای خود به مزایای ناچیز بازنشستگی متکی باشند. به علاوه، دارایی های عمومی خصوصی شده اند که این نیز خود به کاهش بیش­تر حقوق و مشاغل انجامیده است.

پاسخ نیرومند به فراخوان اعتصاب علیه حکومت سیپراس که ژانویۀ ۲۰۱۵ با وعدۀ پایان دادن به سیاست های ریاضتی دیکته شدۀ اتحادیۀ اروپا انتخاب شد، نتیجۀ این تجربۀ تلخ است. میلیون ها کارگر دارند به نتایج مشخصی دربارۀ سیریزا می رسند. اکنون بیش از پیش درک می شود که حکومت سیریزا چیست: یک حکومت بورژوایی ارتجاعی که در خدمت منافع سرمایۀ اروپایی و بین المللی قرار دارد. حزب به اصطلاح «چپ» سیریزا، ابزار «سی.آی.ای» و بانک ها است و مصمم به دفاع از اتحادیۀ اروپا و نجات طبقۀ سرمایه دار ورشکستۀ یونان با تحمیل بی نوایی و فلاکت به طبقۀ کارگر.

اعتصاب عمومی این هفته، علامتی است دالّ بر احیای مبارزۀ طبقۀ کارگر پس از شوک و ناامیدی حاصل از خیانت های سیریزا. این مبارزه باید درست گرفتن از این تجربۀ تلخ خود از سیریزا در سال ۲۰۱۵ را نقطۀ عزیمت خود قرار دهد.

سیریزا با بهره برداری از اپوزیسیون وسیع اجتماعی در برابر اتحادیۀ اروپا، صندوق بین المللی پول و بانک ها به دنبال چهار سال ریاضت ویرانگر، به قدرت رسید. این سازمان تا مدت ها در حاشیۀ حزب سوسیال دمکرات «پاسوک» فعال بود، حزبی که نخستین بار درخواست های ریاضتی اتحادیۀ اروپا را اجرا کرد. سیپراس خود تا پیش این که اجازه پیدا کند روی کار بیاید، در طی دید و بازدیدهاش از واشنگتن و کشورهای اصلی اروپایی، تمام و کمال بررسی شده بود.

نتایج اتحاد سیریزا با امپریالیسم امریکا و اروپا، بلافاصله پس از روی کار آمدن حزب پدیدار شد. وقتی سیپراس، حزب راست افراطی «یونانی های مستقل» را به عنوان شریک ائتلافی خود معرفی کرد، سیریزا مطلقاً هیچ کاری نکرد تا اپوزیسیون گسترده ای را که نه فقط در یونان بلکه در سرتاسر اروپا در برابر ریاضتی که طی هفت سال بحران اقتصادی شکل گرفته بود، بسیج کند. در عوض سیریزا چند هفته پس از قدرت گیری، وعده های انتخاباتی خود را مبنی بر پایان دادن به برنامۀ ریاضتی اتحادیۀ اروپا زیر پا گذاشت و به تداوم بستۀ نجات مالی با شروط درخواستی اتحادیۀ اروپا، صندوق بین المللی پول و بانک مرکزی اروپا تن داد.

وقتی اکثریت قاطع مردم یونان در رفراندوم ۵ ژوئیه رأی «نه» به ریاضت اتحادیۀ اروپا دادند، سیریزا رأی مردم را نادیده گرفت و به چنان کاهش های جدیدی در هزینه های اجتماعی تن داد که به مراتب فراتر از سیاست های اخلافِ محافظه کار و سوسیال دمکرات آن می رفت. در دورۀ حکومت سیریزا، بحران اجتماعی تشدید شده است، به طوری که بیکاری رسمی در سطح ۲۵ درصد است و یک سوم خانوارها در فقر زندگی می کنند.

خصلت طبقاتی سیریزا و تمام سازمان های خرده بورژوای چپ­نمایی که این حزب را به عنوان آلترناتیو «مترقی» طبقۀ کارگر ترویج می کردند، تماماً افشا شده است. هر چه بحران عمیق تر و تنش های درون اتحادیۀ اروپا تندتر باشد، سیریزا نیز به همان اندازه با بی پروایی بیش­تری به عنوان مدافع سرمایه داری یونان و اروپا عمل و با اتحادیۀ اروپا و نهادهای مالی بین المللی برای دفاع از امتیازات پایگاه اجتماعی خود در میان بورژوازی و اقشار بالایی طبقۀ متوسط همکاری می کند.

در این جنایت سیاسی، سیریزا شرکای جرم بسیاری دارد. اتحادیه های کارگری اصلی یونان متحدین نزدیک سیریزا هستند و هر آن چه را که در توان دارند برای محدود کردن اعتصابات و تبدیل آن ها به اعتراضات بی یال و اشکم به کار می بندند. گروه های چپ نمای سراسر جهان، از «سازمان سوسیالیستی بین المللی» در امریکا تا «حزب چپ» آلمان و «حزب ضدّ سرمایه داری نوین» فرانسه، به استقبال حکومت سیریزا شتافتند و خیانت های آن را زیر فرش کردند. این سازمان ها یا مستقیماً برای انقیاد طبقۀ کارگر به دست سیریزا فعالیت کرده اند یا به این توهم دامن زده اند که با فشار از پایین می توان حکومت سیریزا را به اتخاذ یک مسیر نو و مترقی واداشت.

بیش از یک سال حضور این حکومت نشان داده است که این حکومت نمی تواند به مدافع منافع کارگران تبدیل شوند، چرا که این حکومت و حزب رهبری کنندۀ آن، سیریزا، ابزارهایی در دست طبقۀ سرمایه دار هستند.

طبقۀ کارگر یونان در همان حال که مبارزۀ خود را احیا می کند، باید آگاهانه سرنگونی حکومت سیریزا و بسیج انقلابی کارگران، جوانان و تمامی اقشار تحت ستم جامعه در سرتاسر اروپا و جهان را وظیفۀ خود قرار دهد. طبقۀ کارگر یونان باید به مبارزۀ سیاسی بی رحمانه ای علیه سیریزا و تمامی سازمان های چپ نما دست بزند، از جمله علیه «حزب کمونیست یونان» که منتقد سیریزا است، اما از منظر ناسیونالیسم یونانی، و در عین حال با اتحادیه های کارگری برای مهار و خفه کردن اپوزیسیون طبقۀ کارگر همکاری می کند.

طبقۀ کارگر باید مبارزه را از دست اتحادیه های کارگری بگیرد و سازمان های مبارزاتی خود را ایجاد کند: کمیته های اعتصابِ کاملاً مستقل از بروکراسی اتحادیه ها، احزاب بورژوایی و دولت. این سازمان های مبارزاتیِ حقیقتاً دمکراتیک، هستۀ اصلی ارگان های قدرت کارگری را شکل خواهند داد.

همان طور که کمیتۀ بین المللی انترناسیونال چهارم ماه نوامبر پیش در بیانیه ای زیر عنوان «درس های سیاسی خیانت سیریزا در یونان» توضیح داد، «این رویدادها اثبات کرده اند که طبقۀ کارگر با اتکا به حکومت های بورژوایی- حتی آن هایی که از احزاب به اصطلاح «چپ رادیکال» نیرو جذب کرده اند- یا با تلاش برای فشار به چنین حکومت هایی جهت انجام سیاست های مناسبت حال خود، حتی حداقلی ترین منافع اش را نمی تواند مورد دفاع قرار دهد. سیاست های سیریزا نشان می دهد که کارگران انتخابی ندارند جز پیمودن مسیر انقلابی».

۹ مه ۲۰۱۶

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

74 + = 75