بمب­گذاری بلژیک: چرا سرنخ ها به هم وصل نمی شوند؟

Print Friendly, PDF & Email

الکس لانتیه و اندره دیمن / برگردان: آرام نوبخت

حملات تروریستی این هفته در بلژیک که ۳۱ کشته و ۳۰۰ زخمی برجای گذاشت، آخرین مورد از سلسله حملات چشم­گیری بوده است در طول ۱۵ سال گذشته از زمان آغاز «جنگ علیه تروریسم» رخ داده اند.

در هر یک از این رویدادها، ماجرا از خطوط مشابهی پیروی می کند: اول این که حمله کنندگان برای سرویس های اطلاعاتی شناخته شده بودند؛ و دوم این که افراد مذکور ستیزه جویان نقداً فعال یا ستیزه جویان آتی در عملیات تغییر رژیم و بی ثبات سازیِ مورد حمایت غرب در خاورمیانه و سراسر اوراسیا هستند. بعد از هر حمله، ناتوانی از عملکردِ به موقع بر مبنای اطلاعاتی که از قبل در اختیار سرویس های اطلاعاتی بوده است، همیشه با ادعای «ناتوانی از وصل کردن سرنخ ها به هم» توجیه می شود. نهایتاً با وجود ازکارافتادگی پروتکل های امنیتی ابتدایی، هیچ از یک مقامات اخراج یا مجازات نمی شوند.

در حوادث پیشین مانند هواپیماربایی ۱۱ سپتامبر، بمب­گذاری های ماراتن بوستون، تیراندازی های شارلی ابدو و حملات تروریستی نوامبر ۲۰۱۵ در پاریس، تنها طی ماه ها و سال های بعدی بود که مسألۀ اطلاع قبلی نهادهای امنیتی دولتی روشن شد؛ در این فاصله این واقعیات به دقت ازچشم رسانه ها پنهان و به حوزۀ «تئوری های توطئه» واگذار شدند.

اما موضوع بی سابقه دربارۀ رویدادهای روز سه شنبه در بروکسل، سرعت افشای ابعاد اطلاع قبلی دولت از حملات بوده است.

روز چهارشنبه روزنامۀ اسرائیلی «هاآرتص» افشا کرد که سرویس اطلاعاتی بلژیک اطلاعات دقیقی دربارۀ زمان وقوع حملات و اهداف آن در اختیار داشت.

روز بعد رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، اعلام کرد که یکی از حمله کنندگان درگیر در بمب گذاری فرودگاه، یعنی «ابراهیم البکراوی»، پس از تلاش برای ورود به سوریه دو بار از ترکیه به هلند دیپورت شده بود و این که به مقامات بلژیک دربارۀ وابستگی این فرد به ستیزه جویان اسلام­گرا اطلاع داده شده بود. برادر ابراهیم، «خالد»، که در حملۀ ایستگاه متروی مالبریک شرکت داشت، در حملات نوامبر پاریس دخالت داشت و حتی حکم توقیف بین المللی علیه او نیز صادر شده بود.

این افشاگری ها جرقه های بحران را در حکومت بلژیک روشن کرده است. به طوری که «ژان ژامبون»، وزیر داخله، و «کوئین خینس»، وزیر دادگستری، تقاضای استعفا کردند که البته از سوی نخست وزیر کشور، «شارل میشل»، رد شد.

چگونه می توان چرایی عدم جلوگیری از وقوع این حملات را توضیح داد؟

واقعیت اساسی این است که همۀ این حمله کنندگان، از مخزن وسیع تر ستیزه جویان فعال در جنگ های عراق، سوریه و سایر کشورها سرچشمه می گیرند. یعنی همان کسانی که با حمایت ناتو و سرویس های اطلاعاتی اروپا و امریکا تأمین مالی شده اند.

نیویورک تامیز دیروز در مقاله ای تصدیق کرد که «شبکۀ فرانسوی-بلژیکی، بخشی از شبکۀ وسیع تر ستیزه جویان اروپایی در سوریه و عراق است که دستگاه های اطلاعاتی شمار آن را ۴ تا ۶ هزار نفر برآورد می کنند». این روزنامه افزود که «روشن نیست چه تعدادی به اروپا بازگشته اند؛ در حالی که برخی مقامات این تعداد را ۱۰ درصد می دانند، دیگران این رقم را مبالغه آمیز ارزیابی می کنند».

رقم دقیق هر چه باشد، روشن است افردی که بمب­گذاری های ۲۲ مارس و ۱۳ نوامبر و حملات شارلی ابدو در پاریس را انجام دادند، بخشی از یک گروه بزرگ­تر از افرادی هستند که اجازه داشته اند آزادانه به خاورمیانه رفت و آمد کنند. تنها نتیجه ای که می توان از این سهولت آمد و شد این نیروها در مرزهای ملی و انجام عملیات گرفت، این است که پروتکل هایی برای سهولت عبور و مرور و پنهان کردن علائم خطر از طرف آن ها وجود دارند. به بیان دیگر این افراد تحت پوشش حمایت رسمی عمل می کنند.

حملاتی نظیر حملات بروکسل نه ناشی از «خطای سهوی» دستگاه اطلاعاتی، بلکه در عوض محصول اجتناب ناپذیر ادغام عمیق و پیوندهای نهادینه میان شبکه های ترویستی و سرویس های اطلاعاتی اروپا و امریکا هستند.

بنابراین جلوگیری از عبور و مرور آن ها در مرزها یا اعمال پروتکل های امنیتی استاندارد، پیامدهایی منفی برای جنگ هایی می داشت که این نیروها در سراسر خاورمیانه درگیرش هستند. در این صورت کلّ استراتژی حکومت اوباما و متحدین اروپایی اش- یعنی استفاده از نیروهای نیابتی اسلام­گرا و اغلب مرتبط با القاعده یا شاخۀ آن داعش، به جای «حضور نیروی زمینی»- به خطر می افتاد.

حملاتی نظیر بروکسل یا به عنوان عملیات «تلافی جویانۀ» نیروهای القاعده یا داعش به دلیل ناتوانی حکومت های امریکا و اروپا از تحقق وعدۀ سرنگونی رژیم اسد رخ می دهند، یا از سوی بخش هایی از دولت تسهیل می شوند که برایشان این قبیل اقدامات تروریستی در کشورهای غربی به هدفِ چرخش سیاست خارجی و داخلی یاری می رساند- و یا ترکیبی از این دو.

قابل توجه است که حملات بروکسل کم­تر از یک هفته بعد از مصاحبۀ مبسوط «آتلانتیک» با اوباما رخ داد. اوباما در این مصاحبه از تصمیم خود مبنی بر عدم اختصاص منابع درخواستی برای سرنگونی اسد دفاع کرد. چهره های برجستۀ رسانه های امریکا، از جمله «توماس فریدمن» و «راجر کوهن» -ستون نویس های نیویورک تامیز- از رویدادهای بروکسل برای مطرح کردن خواست مداخۀ تهاجمی تر امریکا در سوریه بهره برداری کرده اند.

پیامدها و انگیزه های خاص هر چه باشند، حملات بروکسل- مانند حملات سال گذشته در پاریس و موارد پیش از آن- ازعملیات نظامی قدرت های امپریالیستی در لیبی و سوریه و تلاش آن ها برای بی ثبات سازی و سلطه بر خاورمیانه سرچشمه می گیرد.

این جنگ هایِ مملو از جنایتکاری و بی رحمی که به مرگ هزاران هزار و آوارگی میلون ها تن انجامیده اند، اکنون پیامدهای مرگباری برای مردم اروپا دارند. حوادث وحشتناکی نظیر آن چه که در بلژیک رخ داده است، تنها زمانی متوقف می شوند که جنگ ها متوقف شوند.

۲۵ مارس ۲۰۱۶

 

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 31 = 34