ملاحظاتی دربارۀ نظرات و عملکرد «آندروس پائیاتسوس» در قبال سیریزا در یونان

Print Friendly, PDF & Email

گروه «آلترناتیو سوسیالیستی» (SAV)، شاخۀ «کمیتۀ انترناسیونال کارگری» (CWI) در آلمان، طی نشست هایی با عنوان «هفتۀ سوسیالیسم» موضوعات مختلفی را به بحث می گذارد و امروز شنبه، ۲۶ مارس ۲۰۱۶، بخشی از برنامه به پرسش و پاسخ دربارۀ تحولات یونان، با حضور «آندروس پائیاتسوس»- رهبر گرایش «خکینیما» (Xekinima) در سیریزا- اختصاص داشت. رفقا بتی جعفری و فرامرز عباد از طرف گرایش مارکسیست های انقلابی ایران در این جلسه حضور و دخالتگری داشتند و فرصتی کوتاه پیش آمد که شخصاً نیز از طریق اسکایپ ملاحظات خود را به بحث های آقای «پائیاتسوس» داشته باشم. متن زیر صحبت هایی است که در فرصت چند دقیقه ایِ اختصاص داده شده، به طور فشرده ارائه شد.

***

به عنوان گرایش مارکسیست های انقلابی ایران ما تحولات یونان را لحظه به لحظه دنبال کردیم، آن هم نه از سر صرفاً کنجکاوی، که از جهت کسب درس های سیاسی لازم برای طبقۀ کارگر ایران.

تا جایی که به حکومت سیریزا در یونان برمی گردد، با شما کاملاً بر سر خیانت های آشکار این حزب به وعده های انتخاباتی اش توافق دارم. منتها این تنها بخشی از ماجرا است. مسألۀ مهم­تر این هست که گرایش CWI در یونان (خکینیما) و سایر گروه های چپ مشابه در این وسط چه نقشی داشتند؟

یک پاسخ معمول و کلیشه ای این هست که: ما نه بی قید و شرط، بلکه به طور انتقادی از سیریزا حمایت کرده ایم.

اما بی تعارف باید بگویم که «نقد» شما، هرچه که باشد، دیگر کمکی به طبقۀ کارگر یونان یا جهان نمی کند. یک سال پتانسیل مبارزۀ طبقاتی در این کشور نابود شد.

آقای «آندروس پائیاتسوس»، رهبر گرایش «خِکینیما» در مصاحبه ای با «حزب سوسیالیست بریتانیا» (۶ ژانویۀ سال قبل) گفت: «با وجود این واقعیت که رهبری سیریزا دارد به راست چرخش می کند و دنبال مصالحه با نیروهای بازار در سطح جهانی است، اما این امکان هست که تحت فشار جنبش توده ای، به چپ هُل داده شود».

به این ترتیب طبقۀ کارگر یونان می بایست به جای حفظ استقلال سیاسی، خود را به اعمال فشار بر سیریزا مقید می کرد. اما دست آخر چه شد؟ آن ها را به چپ هُل دادید؟ یا صرفاً توهم ایجاد کردید؟

«خکینیما» در فراخوان ۱۰ ژانویه در حمایت از رأی به سیریزا اعلام کرد: «بسیاری سؤال می کنند: آیا سیریزا به وعده هایش عمل خواهد کرد؟ یک کارگر متوسط باید پاسخ دهد: حتی اگر به ۱۰ درصد حرف هایش هم عمل کند، باز هم قابل توجه است. بنابراین کارگران آماده هستند که فرصت بدهند و از هر چیز مثبتِ» حکومت سیریزا «حمایت» کنند.

یعنی کلّ چیزی که یک «کارگر متوسط» (که معنایش را نمی دانم!) باید از سیریزا انتظار می داشت، این بود که این حزب تنها ۱۰ درصد از برنامۀ کاپیتالیستی خودش را اجرا کند. بر این اساس «خکینیما» این کارت سفید را به خودش داد که تا به آخر از سیریزا حمایت و پشتیبانی کند.

به این ترتیب از کارگران یونان خواسته شد که به جای سرنگونی یک دولت سرمایه داری، به آن فرصت بدهند و برای اتحادیۀ اروپا و شرکا وقت تنفس بخرند. متأسفانه همۀ این خیانت ها به اسم «چپ» صورت گرفته و همین موضوع باعث صعود گرایش های راست افراطی و فاشیستی مانند «طلوع طلایی» شده است.

از این جهت «خکینیما» نقش حامی سیاسی سیریزا را داشته است: یعنی به طور صوری بیرون از این ائتلاف بوده، اما روابط خودش را هم حفظ کرده. «خکینیما» وادار شد به این فاصله گرفتن شد تا اعتبارش را از دست ندهد.

سیریزا روی این حمایت های شما حساب کرد و شما هم در عوض طبقۀ کارگر را قربانی کردید. از این نظر شما شریک جرم سیریزا بودید.

حالا مسأله این است که آیا شما از این تجربیات درس سیاسی گرفته اید؟ اگر بله، پس چرا مشغول دفاع از پودمودس در اسپانیا یا حتی بدتر از آن برنی ساندرز در امریکا هستید؟

چه توضیح- و نه توجیهی- برای طبقۀ کارگر دارید؟

با تشکر

 

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 67 = 73