سال ۲۰۱۶: گسترش عملیات نظامی امریکا در جهان

Print Friendly, PDF & Email
توماس گایست

برگردان: آرام نوبخت

سال ۲۰۱۵، به عنوان سال گسترش جنگ افروزی و میلیتاریسم جهانی به یاد خواهد ماند. این سال با بحث هایی دربارۀ احتمال «جنگ تمام عیار» علیه روسیه بر سر بحران اوکراین آغاز شد، شاهد تحریکات جدید علیه چین در دریای جنوب چین بود، و اکنون نیز در بحبوحۀ شدت یافتن جنگ های اروپا و امریکا در عراق و سوریه، و گسترش تنازعات به یمن، لیبی و سایر بخش های آفریقا، به پایان می رسد.

قدرت های امپریالیستی مصمم اند که سال ۲۰۱۶ را به سالی به مراتب خونین تر و خطرناک تر تبدیل کنند. آلمان و ژاپن علناً در حال حرکت دوباره به سوی میلیتاریسم هستند، و از این رو حکومت های این دو در جستجوی سفیدکاری و توجیه منطقی جنایاتی هستند که در عصر جنگ جهانی دوم رخ داد. تمامی قدرت های امپریالیستی از حملات تروریستی اخیر در پاریس و «سن برناردینو» (کالیفرنیا) بهره برداری کرده اند تا مردم و اقتصاد خود را درگیر تدارکات جنگی کنند.

خطرناک ترین فاکتور، تحرک ایالات متحده برای سلطۀ جهانی است. تقریباً کشوری نیست که اثری از دست های امریکا در آن نباشد؛ ترور با هواپیماهای بی سرنشین، عملیات نیروهای ویژه و شبکه ای از پایگاه ها و توافقات نظامی با هدف استقرار سلطۀ نظامی بی رقیب بر سیارۀ ما، و حتی فضای مجازی و جوّ زمین.

اما طرح های بیش تری در کار هستند. روزنامۀ «نیویورک تایمز» طی مقاله ای در روز دوشنبه اشاره کرد که واشنگتن مشغول تدارک برای گسترش سیستم پایگاه های جهانی خود است، آن هم از طریق اضافه کردن یک «شبکۀ وسیع تر که پنتاگون در سر می پروراند»؛ این شبکه، دست­کم شامل چهار «قطب» (Hub) جدید برای «نیروهای ویژه» و پایگاه های جدید متعدد موسوم به «اسپوک» (Spoke) خواهد بود.

به گزارش مقامات پنتاگون، شبکۀ تکاوران امریکا در منطقۀ اوراسیا و آفریقا متمرکز خواهد بود، اما از نظر وسعت و قلمرو، جهانی محسوب می شود. در بین پایگاه های جدید، تأسیساتی دائمی در افغانستان دایر می شود که به عنوان «قطبی برای سربازان عملیات ویژه و مأمورین سرویس اطلاعاتی در سرتاسر آسیای مرکزی و جنوبی» عمل خواهد کرد.

کارنامۀ یگان های ویژۀ امریکا، که از سال ۲۰۰۱ به عنوان طلایه دار به اصطلاح «جنگ علیه تروریسم» ظاهر شده اند، ماهیت مهلک تشدید جنگ تکاوران را روشن می کند. نیروهای ویژۀ امریکا از این مجوز عمومی برخوردار شده اند که در هر گوشۀ جهان، با نقض کامل قوانین بین المللی، به خشونت و آسیب رسانی دست بزنند. بنا به تخمین های متغیر منابع رسانه ای امریکا، هم اکنون هزاران نفر از تکاوران امریکا بین ۸۵ تا ۱۳۰ کشور جهان فعال هستند.

بسط شبکۀ «نیروهای ویژه»، تنها یک مؤلفه از گسترش وسیع تر و استراتژیک نظامی گری واشنگتن است. سازندگان سلاح در امریکا مشغول همکاری با حکومت هستند تا منابع هنگفتی از تسلیحات را به حکومت های متحد و نیروهای نیایتی خود انتقال دهند؛ به همین دلیل است که فروش تسلیحات امریکایی طی سال های اخیر به طور سرسام آوری رو به صعود بوده است. بنا به گزارشی که هفتۀ گذشته کنگرۀ امریکا منتشر کرد، در سال ۲۰۱۴، کل فروش تسلیحات امریکا با ۱۰ میلیارد دلار جهش، به رقم ۳۵ میلیارد دلار رسید، و این به ابرشرکت های امریکا امکان داده است که بر ۵۰ درصد بازار سلاح جهانی کنترل داشته باشند.

تشدید تحرکات به سوی بازتقسیم جهان، بر هر نقطه از دنیا تأثیر داشته است.

اروپا

واشنگتن در تدارک برای جنگ علیه روسیه، مشغول استقرار تجهیزات نظامی و اعزام نیرو، «مشاورین» و مربیان نظامی به سرتاسر اروپا است.

نیروی زمینی ارتش امریکا ضمن اعزام یک تیپ تماماً زرهی دیگر به این قاره، همراه با خودروهای جنگی پیاده نظام و سایر سلاح های سنگین و همین طور یک لشگر کامل نیروی زمینی به منظور انجام عملیات مشترک با ناتو و ارتش های اروپا، قرار است تعداد تانک هایی را که به اروپا اعزام کرده است دو برابر کند.

در اوکراین، نیروهای ارتش امریکا در حال آموزش پنج گردان از نیروهای پایور هستند، و «نیروهای ویژۀ امریکا» نیز مشغول مشارکت با ارتش اوکراین برای توسعۀ واحدهای تکاوری اوکراین.

آسیا-اقیانوسیه

کرۀ جنوبی، که به عنوان یک منطقۀ عملیاتی برای تدارکات جنگی امریکا علیه چین برگزیده شده است، با خرید سلاح های ساخت امریکا به ارزش تقریبی ۸ میلیارد دلار مهم­ترین واردکنندۀ تسلیحات امریکا در سال ۲۰۱۴ بود.

در ماه دسامبر، حکومت اوباما فروش ۱.۸ میلیارد دلار سلاح به تایوان را، شامل کشتی های جنگی مورد استفادۀ پیشین نیروی دریایی امریکا و تعدادی سیستم موشکی، تصویب کرد. این فروش، نخستین انتقال سلاح به تایوان در طی چند سال گذاشته بود و به روشنی با هدف تحریک پکن صورت گرفت.

در اقیانوسیه، برنامۀ نیروی زمینی امریکا موسوم به «معابر اقیانوسیه» (Pacific Pathways)، در حال هماهنگی عملیات مشترک با ارتش های آسیا-اقیانوسیه است. در طول سال ۲۰۱۵، این برنامه شاهد برگزاری رزمایش های مشترک با واحدهایی از استرالیا، اندونزی، ژاپن، فیلیپین، مالزی، مغولستان، کرۀ جنوبی و تایلند بود.

خاورمیانه

خریداران مهم سلاح های امریکایی در سال ۲۰۱۴، شامل رژیم های به غایت ارتجاعی عربستان سعودی و قطر می شد که هر یک به ترتیب موشک های ضدّ تانک TOW به ارزش ۴ میلیارد دلار و تسلیحات امریکایی به ارزش ۹.۸ میلیارد دلار خریداری کردند. قطر، پشتیبان اصلی نیروهای اسلام­گرای سوریه در جنگ داخلی مورد حمایت امریکا در این کشور علیه اسد است.

ایالات متحده، پیشتاز تجزیۀ جدید امپریالیستی کلّ منطقه بوده است؛ بریتانیا، فرانسه و آلمان در آستانۀ پایان سال ۲۰۱۵ برای جنگ های عراق و سوریه سر و دست می شکنند، و عربستان سعودی نیز جنگِ مورد پشتیبانی امریکا در یمن را هدایت می کند.

آفریقا

طی سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴، کل فروش تسلیحات به آفریقا- به خصوص در مناطق نفت خیز- نسبت به دورۀ پنج سالۀ پیشین به میزان ۵۰ درصد افزایش یافت. کامرون و نیجریه، که در حال همکاری با مداخلات رو به رشد امریکا در آفریقای غربی به اسم «مبارزه با بوکو حرام» هستند، از جملۀ مهم­ترین واردکنندگان سلاح بودند. تدارکاتی برای عملیات نظامی دوباره در لیبی در دستور کار است. این در حالی است که جنگ ایالات متحده- ناتو که منجر به سرنگونی و قتل معمر قذافی در سال ۲۰۱۱ شد، این کشور را نقداً به ویرانه مبدل کرده است.

فضای مجازی و جوّ زمین

حتی فضای مجازی و جوّ زمین هم از تحرکات نظامی به رهبری امریکا مستثنی نیست. در ماه نوامبر، امریکا یکی از چهار کشوری بود که علیه قطعنامۀ سازمان ملل با عنوان «منع تعبیۀ سلاح در جوّ زمین» رأی دادند، در حالی که بیش از ۱۲۰ کشور عضو، از این قطعنامه حمایت می کردند. اوایل امسال، «رابرات وُرک»، معاون وزیر دفاع امریکا در مراسم معارفۀ خود، طرح های پنتاگون را برای اعزام سلاح های فضایی ترسیم کرد که به ادعای وُرک برای تضمین سلطۀ نظامی بر روسیه ضروری هستند.

***

تجربۀ حکومت اوباما، ناممکن بودن مبارزه با جنگ امپریالیستی در بیرون از مدار مبارزه با نظام سرمایه داری و تمامی نمایندگان سیاسی آن را نشان می دهد. پرزیدنت اوباما که سال ۲۰۰۸ به عنوان یک کاندیدای ضدّ جنگ روی کار آمد و خود را مخالف جنگ عراق و پادزهر میلیاریسم حکومت بوش معرفی می کرد، خود ناظر بر تشدید جنگ در افغانستان، جنگ های «تغییر رژیم» در لیبی و سوریه و یک جنگ جدید در عراق بوده است.

صحبت های اوباما دربارۀ پایان دادن به جنگ در افغانستان، با تصمیم او برای حفظ هزاران سرباز امریکایی در این کشور و طرح های ایجاد پایگاه های دائمی امریکا در آن جا افشا شده است. تمامی وعده های او مبنی بر «پایان اعزام سربازان نیروی زمینی» یا این که دیگر «هیچ پوتینی در میدان جنگ» عراق و سوریه جای نخواهد ماند، به عنوان دروغ افشا شده اند.

شکاف هایی که در درون نخبگان حاکم و دولت امریکا بر سر سیاست خارجی و نظامی وجود دارد، به تمرکز و روش های امریکا برای سلطه بر قلمرو و ذخایر جهان بازمی گردد؛ به طوری که «کاخ سفیدِ» اوباما خواهان تمرکز بر مبارزه با چین است، و مخالفین او خواهان بکارگیری بیش ­تر سربازان و تسلیحات برای تبدیل خاورمیانه به عملاً مستعمرۀ امریکا. اما در این دستگاه سیاسی و شرکت های امریکا، یا در هر یک از دو حزب بزرگ سرمایه در این کشور، اثری از «جناح حامی صلح» نیست.

یک روی بحران جهانی، لغزیدن به سوی یک جنگ نوین جهانی است. و روی دیگر، تکامل مبارزات انقلابی طبقۀ کارگر. منابع فراوانی به ویرانی و جنگ تخصیص داده می شوند، در حالی که بخش های رو به رشدی از جمعیت امریکا، با فقر دست به گریبان اند و وادار به مبارزه برای ابتدایی ترین مایحتاح خود نظیر مسکن، آموزش، بهداشت و درمان و تغذیه می شوند.

مبارزه با جنگ تنها بر بنیان بسیج مستقل طبقۀ کارگر در ایالات متحدۀ امریکا و جهان علیه امپریالیسم و حول یک برنامۀ انقلابی سوسیالیستی و انترناسیونالیستی ممکن است.

۲۹ دسامبر ۲۰۱۵

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

50 − 49 =