ترامپ: واقعیت زشت سیاست امریکا

Print Friendly, PDF & Email
پتریک مارتینبرگردان: آرام نوبخت

درخواست دونالد ترامپ، نامزد ریاست جمهوری از حزب جمهوری خواه برای ممنوعیت ورود مسلمانان به ایالات متحده، چه به عنوان مهاجر و چه بازدیدکننده، طوفانی سیاسی به راه انداخته است. این متوسل شدن آشکار ترامپ به ارتجاعی ترین، نژادپرستانه ترین و فاشیستی ترین دیدگاه ها، به یک بحران سیاسی برای نخبگان حاکم امریکا منجر شده است.

این عبارات زمخت ترامپ، تظاهر همیشگی به این را که امریکا مدافع «آزادی» و «دمکراسی» است، درهم می شکند؛ ادعایی که حکومت های دمکرات و جمهوری خواه برای توجیه جنگ های امپریالیستی و مداخلات خود در سرتاسر خاورمیانه، آسیای میانه و شمال آفریقا به کار برده اند. ترامپ این نقاب دمکراتیک را پاره می کند. او علناً و آشکارا در دفاع از سرکوب خشن هر کسی می ایستد که جرأت کند با خواسته های شرکت های امریکا، چه در خارج و چه در داخل، مخالفت کند.

همین امر توضیح دهندۀ رگبار بیانیه های محکومیت ترامپ از سوی طیف گسترده ای از سخنگویان دستگاه سیاسی ایالات متحده است. «جان ارنست»، دبیر رسانه ای کاخ سفید گفت که طرح پیشنهادی ترامپ «صلاحیت او را برای خدمت به عنوان رئیس جمهور از میان می برد». ارنست گفته های ترامپ را «مضر برای کشور» دانست و این که چنین گفته هایی، «مشارکت» با رهبران مسلمان امریکا برای تشخیص مخاطرات بالقوه را دشوارتر می کند.

«پیتر کوک»، سخنگوی رسمی پنتاگون، که اغلب از اظهار نظر دربارۀ موضوعات سیاسی داخلی امتناع می کند، اعلام کرد: «هر چیزی که سعی کند این روایت داعش را تقویت کند که گویا ایالات متحده به نوعی در جنگ با اسلام است، مغایر با ارزش های ما و برخلاف امنیت ملی ما است».

«پال راین»، رئیس مجلس نمایندگان، و جمهوری خواه رده بالای کنگره، به خبرنگاران گفت: «آزادی مذهب، یکی از اصول بنیادی قانون اساسی است؛ یکی از اصول بنیانی این کشور». او در عین حال اعلام کرد که اگر ترامپ نامزد جمهوری خواهان برای ریاست جمهوری می بود، از او حمایت می کرد.

رسانه های امریکا در قالب سرمقاله ها، کاریکاتورها و ستون های منتشر شده در روز چهارشنبه، مطالبی را در محکومیت ترامپ منتشر کردند که در بسیاری از آن ها ترامپ با هیتلر یا موسولینی مقایسه شده بود. خبرگزاری «سی.ان.ان» با اختصاص ستونی به «پیتر برگن»، سردبیر بخش امنیت ملی، این پرسش را مطرح کرد که «آیا ترامپ فاشیست است؟»

«دیترویت فیری پرس»، بزرگ­ترین روزنامۀ ایالت جنوب شرقی «میشیگان» که میزبان بیش از ۱۰۰ هزار امریکایی مسلمان است، سرمقاله ای را زیر عنوان «ما در کنار هم می ایستیم» منتشر کرد. این بیانیه دیدگاه های ترامپ را به عنوان «هیچ چیز بیش از تعصب و نژادپرستی زمخت، بازگشت به سیاه ترین فصول تاریخ امریکا» به باد انتقاد می گرفت.

بیانیه های رسمیِ شوک و حیرت بر سر دیدگاه فاشیستی ترامپ، همراه با این ادعای توأم با خشم که «این ما نیستیم»، هم ریاکارانه اند و هم غیرصادقانه. طبقۀ حاکم علاقه ای ندارد که جوهرۀ ارتجاعی، وحشیانه و ضدّ دمکراتیک سیاست هایش چنین رک و بی پرده اعلام شود.

عربده کشی های این میلیاردر، نه در تضاد با عملکرد واقعی امپریالیسم امریکا، بلکه نمود مستقیم آن است. بیانیه های ترامپ تماماً با سیاست هایی که ابوغریب، فلوجه، زندان های مخفی «سی.آی.ای» و خلیج گوآنتانامو را خلق کردند، جفت و جور می شوند.

طبقۀ حاکم امریکا، عیناً همان چیزی است که انجام می دهد، نه آن چه که در سخنرانی های جشن قانون اساسی، منشور حقوق شهروندی، یا سخنرانی اوباما به مناسب ۱۵۰مین سالگرد تصویب متمّم سیزدهم قانون اساسی و لغو برده داری می گوید. آن دوره ای که حکومت امریکا به جنگی برای آزادی برده ها دست زد، مدت ها است که به سر رسیده. اکنون امریکا به جنگ برای به بردگی کشیدن جهان در پیش پای وال استریت دست می زند.

ایالات متحده به مدت ۳۰ سال به جنگ از پس جنگ دست زده است تا سلطۀ خود را بر خاورمیانه و آسیای مرکزی، این محل بزرگ ترین ذخایر نفتی و گازی این سیاره، حفظ کند. این جنگ ها نه فقط از سربازانی که در آن شرکت جسته اند، که همین طور از فرماندهان دستگاه نظامی-اطلاعاتی و نمایندگان سیاسی و رسانه های آن ها مشتی حیوان وحشی ساخته است.

به موازات میلیتاریسم رایج، یک فرایند موازی وجود داشته که شاهد جنایتکاری اشرافیت مالی در کلیت آن بوده است؛ اشرافیتی همراه با دارایی های عظیم که بیش از پیش از کلاهبرداری های مالی نظیر آن چه بحران وال استریت در سال ۲۰۰۸ را در برداشت، ساخته می شوند. با رشد نابرابری اجتماعی به سطوح حیرت آور، نخبگان حاکم به سطوح به مراتب بیش تر خشونت در برابر تحت ستم ترین بخش های طبقۀ کارگر نیاز دارند.

جامعه تا به جایی وحشی و خشن شده است که طبق یک گزارش منتشر شده در هفتۀ گذشته، ۲۰۰ هزار امریکایی طی تنها ۱۵ سال گذشته به قتل رسیده اند. ایالات متحده کشوری در جنگ است، نه فقط با خاورمیانه، که همین طور با خودش.

ظهور ترامپ یک منطق سیاسی مشخص دارد. او نمایندۀ تقاطع رسانه ها و ظهور این عنصر جاینتکار در درون بورژوازی است. دارایی شخصی او، نتیجۀ سوداگری املاک در «منهتن» و کازینوهای «آتلانتیک سیتی» است، که این همراه شد با راهیابی او به رسانه ها به عنوان میزبان یک رشته برنامه ها که طی آن به عنوان سمبل یک کارفرمای سرمایه دار موفق ترسیم شد: بی رحم و قاطع.

صعود چنین چهره ای به یک جایگاه برجسته در کارزار ریاست جمهوری جمهوری خواهان، نشان دهندۀ آن است که یک گرایش فاشیستی در حال پدیدار شدن در درون ساختار سیاسی دو حزبی رسمی است. قابل توجه است در حالی که نیمی از اردوگاه جمهوری خواهان ممنوعیت پیشنهادی ترامپ برای ورود مسلمان را محکوم کردند، نیمی دیگر چنین نکردند، و تعدادی علناً با این میلیاردر اعلام همبستگی نمودند.

«تد کروز» سناتور تگزاس و پیشتاز نظرسنجی ها در ایالت آیوا که کم­تر از هشت هفتۀ دیگر آرا در انجمن های حزبی آن شمارش خواهد شد، اعلام کرد: «من دونالد ترامپ را دوست دارد». او ادامه داد: «من ترامپ را به خاطر ایستادن و متمرکز کردن توجه امریکا بر نیاز به حفظ امینت مرزهایمان ستایش می کنم».

نظرسنجی هایی که ظرف یک شب برگزار شد، نشان می داد که در بین رأی دهندگان اصلی احتمالی جمهوری خواه، ۶۵ درصد مدافع ممنوعیت مسلمانان بودند. این به تنهایی نشان می دهد که چگونه از کاندیدا شدن ترامپ، برای کشاندن بیش تر طیف های مختلف سیاسی امریکا به سوی راست استفاده شده است.

حزب دمکرات نیز مسئولیت ظهور ترامپ را بر عهده دارد، چرا که، درست مانند جمهوری خواهان، سیاست های جنگ در خارج و حملات به مشاغل، استانداردهای زندگی و حقوق دمکراتیک در داخل را دنبال کرده است. «هیلاری کلینتون»، پیشتاز دمکرات ها، یکی از مدافعین برجستۀ تشدید مداخلۀ نظامی امریکا در جنگ داخلی سوریه است که روز یکشنبه در یک مصاحبۀ تلویزیونی درخواست «یک کارزار هوایی نیرومندتر علیه اهداف داعش، زیرساخت های نفتی، و رهبری آن» و همین طور افزرایش تعداد «نیروهای ویژۀ امریکا» کرد.

رقیب اصلی او، یعنی «برنی ساندرزِ» به اصطلاح سوسیالیست، از هرگونه بحث دربارۀ سیاست خارجی طفره می رود، چرا که او یک هوادار پر و پا قرص جنگ امپریالستی در خاورمیانه است. یک تفاوت آموزنده میان ساندرز و ترامپ وجود دارد. این میلیاردر، که علناً دستگاه سیاسی موجود را تحقیر می کند، این خطر را دارد که از نظام دو حزبی کشور هم خارج شود و به طور مجزا هوادارانی را به سوی خود جلب کند، به طوری که نظرسنجی ها نشان می دهد در این حالت ۶۸ درصد هواداران ترامپ از او به عنوان یک کاندیدای مستقل حمایت خواهند کرد.

ساندرز به سختی مشغول جا انداختن خود در حزب دمکرات است. او با دقت و وسواس نقش ویژۀ خود را در این کارزار ایفا می کند: جلب کارگران و جوانانی که از رشد نابرابری اجتماعی به ستوه آمده اند، و باز گرداندن آن ها به حصارهای تنگ این حزبِ وال استریت و امپریالیسم امریکا.

این که ترامپ قادر است کارزار انفرادی خود را به یُمن دارایی چند میلیارد دلاری اش راه بیاندازد، حرف های زیادی دربارۀ مخاطرات پیش روی کارگران دارد. نتیجۀ فوری کارزار ۲۰۱۶ که هنوز در مراحل اولیۀ خود است هر چه باشد، نیروهای عینی قدرتمندی که وجود دارد- به ویژه گسترش تحرکات جنگی امپریالیسم نه فقط در خاورمیانه که همین طور علیه چین و روسیه – این نوع سیاست های شووینیستی، نژادپرستانه و مافوق ارتجاعی را که از زبان ترامپ بیان شده اند، تغذیه می کنند.

ظهور یک روند فاشیسم اولیه و نارس در امریکا، بر ضرورت توسعۀ جنبش سیاسی طبقۀ کارگر در برابر جنگ امپریالیستی حول یک برنامۀ سوسیالیستی و انترناسیونالیستی صحّه می گذارد.

۱۰ دسامبر ۲۰۱۵

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

29 − 24 =