احیای میلیتاریسم ژاپن

Print Friendly, PDF & Email
پیتر سیموندز

برگردان: آرام نوبخت

با گذشت تقریباً هفت دهه از پایان جنگ جهانی دوم، حکومت راست­گرای «شینزو آبه»، نخست وزیر ژاپن، به سرعت در حال میلیتاریزه کردن دوبارۀ کشور، رها کردن نیروهای مسلح از قیدوبندهای حقوقی یا قانون اساسی، و تجدیدنظر در تاریخ به منظور سفیدکاری جنایات و قساوت های گذشتۀ امپریالیسم ژاپن است.

آبه مشغول تهاجمی ایدئولوژیک است که بازدید اخیر او در تاریخ ۲۶ دسامبر از معبد بدنام «یاسوکونی»- معبد کشته شدگان جنگ ژاپن، از جمله ۱۴ تن از جنایتکاران تراز اول این جنگ- نشانه ای از آن بود. همان ماه، او چهار تن از شخصیت های راست­گرا را به هیئت مدیرۀ سازمان ملی رادیو و تلویزیون ژاپن (NHK) وارد کرد تا جهت­گیری سیاسی خود را تغییر دهد.

اهداف این انتصاب ها به سرعت برملا شده است. اواخر ماه ژانویه، سرپرست جدید NHK، «کاتسوتو مومی»، با توجیه سوء استفادۀ سیستماتیک ارتش سلطنتی از صدها هزار زن به عنوان بردۀ جنسی در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، موجب خشم عمومی شد. «مومی» بابت این اظهار نظر خصوصی خود در مقام سرپرست سازمان عذرخواهی کرد، اما ملاحظات خود را پس نگرفت.

همین هفته، یکی دیگر از گماشتگان آبه به نام «نائوکی هیاکوتا»، اعلام کرد که «تجاوز نانجینگ»، به عنوان یکی از بدترین وحشی­گری های قرن بیستم، «هرگز اتفاق نیفتاد».

در سال ۱۹۳۷، سربازان ژاپن وارد این شهر شدند و طی چند هفته چنان موجی از تجاوز، قتل و ویرانی را آغاز کردند که طی آن تا ۳۰۰ هزار شهروند غیرنظامی و سرباز چینی کشته شدند.

با این وجود «هیاکوتا» ادعا کرد که «کشتار نانجینگ» رویدادی ساختگی است با هدف پنهان سازی جنایات امریکا در انداختن بمب های اتمی بر هیروشیما و ناکازاکی. این ادعایی است که تا به الآن به گروه های راست افراطی حاشیه ای محدود بوده است. آن ها جنایات هولناک امپریالیسم ژاپن در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ را با اشاره به جنایات امپریالیسم امریکا در جریان جنگ جهانی دوم توجیه می کنند.

انکار جنایتی در مقایس «تجاوز نانجینگ»، تنها یک معنا دارد: این تدارکی ایدئولوژیک برای جنگ های جدید و توحش جدید است.

حکومت ژاپن تنها نیست. پنج سال پس از فوران بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸، سرمایه داری در باتلاق رکود اقتصادی و آشفتگی مالی فرو رفته و در هر گوشۀ جهان، رقابت های مابین امپریالیست ها، مداخلات نواستعماری و توطئه های دیپلماتیک را تغذیه می کند.

تصادفی نیست در همان حال که آبه مشغول بازسازی میلیتاریسم ژاپن است، حکومت ائتلافی جدید آلمان نیز سیاست سابق محدودیت نظامی خود را زیر پا می گذارد. حکومت ژاپن تنها حکومتی نیست که تاریخ را از نو می نویسد. حکومت های بریتانیا و استرالیا نیز علاوه بر سایرین از سالگرد جنگ جهانی اول بهره برداری می کنند تا حمام خونی را ستایش کنند که جان میلیون ها نفر را در جنگ میان امپریالیست برای مستعمرات، بازارها و سلطۀ استراتژیک گرفت.

عامل اصلی بی ثبات کنندۀ سیاست جهان، صعود میلیتاریسم امریکا است. مداخلات نواستعماری به رهبری امریکا، کشورهای افغانستان، عراق، لیبی، و سوریه را ویران کرده است. ایالات متحده به اسم سیاست «محور آسیا»ی اوباما، درگیر تهاجم همه جانبۀ دیپلماتیک برای تضعیف چین و محاصرۀ نظامی آن است.

حکومت اوباما مسئول ترغیب ژاپن به اتخاذ سیاستی تهاجمی تر نسبت به چین است و نقطۀ اشتعال جدید و خطرناکی را در دریای شرق چین ایجاد می کند؛ یعنی: جزایر مورد مناقشۀ سنکاکو-دیائویو. دیروز وزیر خارجۀ امریکا، جان کری، با همتای ژاپنی خود دیدار و مجدداً تصریح کرد که واشنگتن توکیو را به جنگ با چین بر سر این جزایر صخره ای خالی از سکنه باز خواهد گرداند.

ایالات متحده با تحت فشار قرار دادن ژاپن برای میلیتاریزه شدن، نیروهایی سیاسی را به حرکت واداشته که قادر به کنترل شان نیست. حکومت آبه، ضمن تصریح اتحاد امریکا و ژاپن، مصمم است از منافع امپریالیسم ژاپن دفاع کند.

آبه از زمان روی کار آمدن در دسامبر ۲۰۱۲، بودجۀ نظامی را بالا برده و یک «شورای امنیت ملی» را برای متمرکز کردن سیاست خارجی و دفاعی در دستان خود ایجاد کرده است. او در صدد است که به محدودیت های قانون اساسی حول مداخلۀ نیروهای مسلح در جنگ های تجاوزکارانه پایان دهد.

این احیای میلیتاریسم هم برای پیگیری منافع امپریالیسم ژاپن در خارج است و هم هدایت کردن تنش های حاصل از رشد بحران اجتماعی در داخل به سوی یک «دشمن» خارجی. آبه با وعدۀ پایان دادن به دو دهه تورم منفی و رکود اقتصادی به قدرت رسید؛ با این حال «اقتصاد آبه»، با رونق بخشیدن به بازارهای سهام اما ناتوانی از ایجاد رشد پایدار، نشان داده که خیالی واهی است.

ماه گذشته، آبه به روشنی در «اجلاس اقتصاد جهانی» در «داووس» برنامۀ خود را ترسیم کرد. او روشن کرد که امپریالیسم ژاپن قرار نیست از جایگاه خود به عنوان قدرت اصلی آسیا صرف نظر کند.

آبه با بی اعتنایی به کسانی که ژاپن را «سرزمینِ غروب آفتاب» توصیف می کردند، تأکید کرد که «طلوع جدیدی» در کار است. توصیف او از چین به عنوان یک قدرت جدید تجاوزکار و قابل مقایسه با آلمانِ پیش از جنگ جهانی اول، به موازات ترسیم اصلاحات بازار-محور برای تبدیل ژاپن به یکی از «تجارت پسندترین اماکن در جهان» بود.

در دستگاه سیاسی ژاپن اعتراض قابل توجهی نسبت به راست روی های آبه به سوی میلیتاریسم وجود ندارد. «حزب دمکرات ژاپن» همراه با «حزب کمونیست ژاپن» ضمن انتقادهایی ملایم از حکومت، تماماً از ادعای ژاپن نسبت به جزایر مورد مناقشه در دریای شرق چین – به عنوان موضوع مرکزی در تنش های رو به رشد با چین- پشتیبانی می کنند.

با این حال طبقۀ کارگر، تاریخی طولانی از ضدیت با میلیتاریسم ژاپن دارد. جنایات رژیم دورۀ جنگ در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، به وحشی­گری های خارجی نظیر «کشتار نانجینگ» محدود نشد. «توکو» یا «پلیس تفتیش عقاید»، در زمینۀ محو کردن تمامی اشکال انتقاد یا مخالفت به خصوص در میان کارگران، همان قدر بی رحم بود که گشتاپوی نازی ها در آلمان. قانون اخیراً تصویب شدۀ آبه در زمینۀ حفظ اسرار محرمانۀ دولتی، اعتراضات وسیعی را در ژاپن به دنبال داشت، دقیقاً از این رو که این قانون، یادآور «قانون حفظ صلح» در سال ۱۹۲۵ است که نقش «توکو» را به شدت افزایش می داد.

حملات تحریک آمیر آبه به چین، نظرات گماشتۀ او در NHK مبنی بر ردّ «تجاوز نانجینگ» و تحولات مرتبط، هشدار تندی برای کارگران و جوانان ژاپن و دیگر کشورها است. تدارکات برای جنگ، همراه اند با کارزار دروغ پردازی و میهن پرستی افراطی که خبر از جنگی طبقاتی در برابر طبقۀ کارگر می دهد. کارگران می توانند تحرک به سوی جنگ و یورش به استانداردهای زندگی و حقوق دمکراتیک خود را تنها با متحد کردن مبارزه شان در سطح جهانی حول یک برنامۀ سوسیالیستی برای پایان دادن به نظام ورشکستۀ سود، متوقف کنند.

۸ فوریۀ ۲۰۱۴

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 66 = 71