آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟

Print Friendly, PDF & Email
پال داماتو

برگردان: آرام نوبخت

در یک مورد از انبوه استدلال های بی حاصل، به خاطر دارم که پدرم به این دلیل به مارکسیسم حمله می کرد که گویا از نظر آن، «هدف، وسیله را توجیه می کند». منظور او این بود که مارکسیست ها هیچ گونه محظورات اخلاقی ندارند و برای رسیدن به اهداف شان چیزی جلودارشان نیست.

مضحک این بود که همین فرد یک بار با چهره ای خشک به من گفت که امریکا مجبور بود روی هیروشیما و ناکازاکی بمب اتم بیاندازد تا «زندگی مردم را نجات بدهد».

در واقع این طبقۀ حاکم جهان است که بر مبنای فرض «هدف، وسیله را توجیه می کند» عمل می کند. در همۀ جنگ ها، همین حاکمین هستند که زندگی میلیون ها تن از سربازان عادی را در هر دو جبهه به خطر می اندازند تا یا بازاری را کنترل کنند، یا قدری از سرزمین یا سهمی از قدرت را نصیب خود کنند.

حکومت امریکا یک دهه تحریم های اقتصادی کمرشکنی را به عراق تحمیل کرد که منجر به مرگ بیش از ۱ میلیون عراقی- و نیمی از آنان، کودکان- شد. هدف اعلام شده عبارت بود از محو «سلاح های کشتار جمعی» عراق.

اما توانایی های نظامی عراقی، درهم شکسته بود. دلیل واقعی پشت این تحریم ها، عرض اندام مجدد سلطۀ امریکا در خاورمیانه بود و نشان دادن این که اگر کشوری ذره ای تخطی کند، نابود خواهد شد.

وقتی خبرنگاری در سال ۱۹۹۵ از مادلین آلبرایت، وزیر خارجۀ وقت، پرسیده بود که آیا کشتن نیم میلیون کودک عراقی «ارزشش را دارد»، او پاسخ داده بوده که «به نظر ما این بها، ارزشش را دارد». قطعاً اوست که گمان می کند هدف، وسیله را توجیه می کند.

لئون تروتسکی، انقلابی روس در کتاب خود «اخلاق آن ها و اخلاق ما» نوشت «طبقۀ حاکم، هدف خود را بر جامعه تحمیل می کند، و آن را به تمامی وسایلی که به لحاظ اخلاقی در تضاد با همان هدف هستند، وفق می دهد. این عملکردِ اصلی اخلاقیات رسمی است».

بنابراین کشتار در دورۀ صلح «غیر اخلاقی» است، ولی در دورۀ جنگ، یک وظیفۀ مقدس است. اعتصاب کنندگان جایز نیستند با توسل به زور مانع خروج یک اعتصاب شکن از صف اعتصاب بشوند، اما برای یک افسر پلیس الزامی است که با زور، همان صف اعتراضی را در هم بشکند.

همان طور که تروتسکی نوشت، پرسش واقعی برای سوسیالیست ها این است «چه چیزی هدف را توجیه می کند؟»

به عنوان مثال در جنگ داخلی ۱۸۶۱-۱۸۶۵ امریکا، هر دو طرف درگیر خشونت های مشابهی بودند. اما یک جبهه در حال جنگ برای دفاع از برده داری بود و جبهۀ دیگر در جنگ برای الغای آن.

همان طور که تروتسکی نوشت: «ارتش های درگیر نبرد کم و بیش متقارن هستند؛ اگر آن ها روش های مشابهی نداشتند، قادر نبودند به یک دیگر ضربه وارد آورند».

با این حال هنوز یک تفاوت بنیادی میان خشونت ستم­گر و خشونت ستم­کش وجود دارد.

«برده داری که با دغل­کاری و خشونت، برده ای را به زنجیر می کشد، و برده ای که با دغل­کاری و خشونت زنجیر را پاره می کند. نگذارید این اخته های قابل ترّحم به ما بگویند که این دو در محضر دادگاه اخلاقیات، برابر هستند!»

برای تروتسکی این به معنای حمایت تمام و کمال از هر نوع خشونت نبود. او ادامه داد: «از نظر ما، ترور فردی دقیقاً از این رو ناروا است که به نقش توده ها در آگاهی آنان کم بها می دهد، آنان را با ناتوانی شان آشتی می دهد و آنان را وامی دارد تا نگاه و امیدشان به یک منجی و انتقام گیرندۀ بزرگ باشد».

دگرگونی کامل جامعه- از بالا تا به پایین- صرفاً نمی تواند با اقدامات انفرادی چند نفر یا گروه کوچک محقق شود.

همان طور که تروتسکی جمع­بندی کرد: «یک وسیله تنها با هدف آن است که توجیه می شود. اما هدف نیز در عوض نیاز دارد که توجیه شود».

برای مارکسیست ها:

«هدف در صورتی موجه است که به افزایش قدرت بشریت نسبت به طبیعت و لغو قدرت یک فرد بر دیگری منجر شود. ما پاسخ می دهیم که تنها وسیله هایی جایز و الزامی هستند که پرولتاریای انقلابی را متحد و قلب آنان را مالامال از خصومت آشتی ناپذیر با ستم می کند… آن ها را از آگاهی نسبت به مأموریت تاریخی خود آکنده کند، شجاعت و روحیۀ فداکاری آنان در مبارزه را بالا ببرد».

دقیقاً از همین جا نتیجه می شود که همۀ وسایل جایز نیستند:

«وقتی می گوییم که هدف، وسیله را توجیه می کند، در آن صورت برای ما این نتیجه حاصل می شود که هدف انقلابی بزرگ، وسیله ها و روش هایی را که بخشی از طبقۀ کارگر را در برابر سایر بخش ها قرار می دهد؛ یا تلاش می کند توده ها را بدون مشارکت آن ها خوشحال کند؛ یا ایمان توده ها به خودشان و سازمان شان را پایین بیاورد و پرستش “رهبران” را جایگزین آن کند، کنار می زند.»

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 1 =