یک برنامۀ کارگری رزمنده برای حزب کمونیست فرانسه

زمان تقریبی مطالعه متن ۸ دقیقه
لئون تروتسکی

پنج سال نخست انترناسیونال کمونیست، جلد دوم

برگردان: آرام نوبخت

۱) مبرم­ترین وظیفۀ حزب، عبارت است از سازماندهی مقاومت پرولتاریا در برابر تهاجم سرمایه داری که هم اکنون در فرانسه، درست همانند دیگر کشورهای اصلی سرمایه داری، در دستور کار است. دفاع از هشت ساعت کار روزانه، حفظ و افزایش پایۀ فعلی دستمزدها، مبارزه برای کلیۀ مطالبات اقتصادی فوری، همه و همه بهترین پلاتفرم ممکن برای وحدت دوبارۀ پرولتاریای غیرمتشکل و بازگرداندن اعتماد وی به توان و آیندۀ خویش است. حزب باید بلافاصله در هرآکسیون توده ای متحدانه که قادر به تعویق تهاجم سرمایه داری و القای تدریجی روح وحدت به طبقۀ کارگر است، ابتکار عمل را به دست گیرد.

۲) حزب باید کارزاری را برعهده گیرد تا از یک سو وابستگی دوسویه میان حفظ هشت ساعت کار روزانه و دستمزدها، و هم از سوی دیگر تأثیر اجتناب ناپذیر هر مطالبه بر مطالبۀ دیگر را نشان دهد. حزب در آژیتاسیون خود باید نه فقط از شبیخون کارفرمایان بهره ببرد، بلکه هم­چنین از هر حملۀ دولت علیه منافع مستقیم کارگران- به عنوان مثال وضع مالیات بر دستمزدها- و هر موضوع اقتصادی که به طور اخص به طبقۀ کارگر مربوط می شود- نظیر افزایش اجازه بها، مالیات بر فروش، تأمین اجتماعی و نظایر این ها- بهره برداری کند. حزب باید یک کارزار تهییجی فعال را در میان کارگران و برای ایجاد کمیته های کارخانه و فروشگاه، کمیته هایی که تمامی کارگرانِ هر صنف را صرف نظر از سازمان یافتگی سیاسی آن ها یا وضعیت عضویت شان در اتحادیه ها دربرگیرد، به راه بیاندازد. هدف این کمیته های کارخانه و فروشگاه، معرفی کنترل کارگری بر شرایط کار و تولید است.

۳) شعارهای مبارزاتی برای مطالبات مادی حیاتی پرولتاریا، باید به مثابۀ ابزار تحقق جبهۀ واحد در برابر ارتجاع اقتصادی و سیاسی در زندگی روزمره خدمت کند. تاکتیک جبهۀ واحد کارگری باید قاعدۀ اصلی ما برای هر آکسیون توده ای باشد. حزب باید شرایط مطلوب را برای موفقیت این تاکتیک، مهیا و فراهم سازد؛ و برای این هدف باید به جد عهده دار آموزش اعضا و هواداران خود شود، آن هم با هر وسیلۀ تبلیغی و تهییجی که در دسترس دارد. مطبوعات، جزوات، نشست هایی از همه نوع، باید در این فعالیت آموزشی- فعالیتی که حزب می بایست در هر گروه پرولتری که کمونیست هایی در آن جا حضور دارند انجام دهند-استفاده شوند. حزب باید به مهم ترین سازمان های کارگری اقتصادی و سیاسی رقیب، فراخوان دهد. از این جا به بعد، باید گاه و بی­گاه علناً طرح های پیشنهادی خود و طرح های رفرمیست ها و همین طور علل پذیرش یا رد برخی طرح ها را توضیح دهد. در هیچ موردی حزب نمی تواند استقلال بی قید و شرط خود، حق خود برای انتقاد به تمامی شرکت کنندگان در یک آکسیون مشترک را انکار کند. حزب همواره باید به دنبال آن باشد که ابتکار عمل این جنبش ها را به دست گرفته و حفظ کند، و در عین حال با روح برنامۀ خود، بر ابتکارعمل دیگران تأثیر بگذارد.

۴) برای آن که بتوان در یک آکسیون کارگری از هر نوع آن شرکت جست، برای کمک به جهت دهی به این آکسیون، یا در برخی شرایط خاص به دست گرفتن نقش رهبری در آن، حزب باید بدون فوت وقت، فعالیت خود را در درون اتحادیه های کارگری سازمان دهد. تشکیل کمیته های اتحادیۀ کارگری در فدراسیون ها و بخش ها (مطابق با تصمیمی که در کنفوانسیون پاریس گرفته شد) و همین طور ایجاد هسته های کمونیستی در هر کارخانه و بنگاه های دولتی یا خصوصی بزرگ، به حزب اجازه خواهد داد که به درون توده ها وارد شود و آن را قادر می سازد که شعارهای خود را گسترش دهد و نفود خود را در درون جنبش پرولتری بالا برد. کمیتۀ اتحادیۀ کارگری، در هر حزب یا هیئت اتحادیه ای، تماس های خود را با آن دسته از کمونیست هایی که با اجازۀ حزب در درون اتحادیۀ رفرمیست «ث.ژ.ت» (CGT) باقی ماندند و مخالفت خود را با سیاست رهبران رسمی پیش می برند، حفظ می کند. آن ها هر عضو سندیکایی در درون حزب را ثبت می کنند، فعالیت های وی را کنترل و دستورالعمل های حزب را به او منتقل می کنند.

۵) فعالیت های کمونیست ها در تمامی اتحادیه های کارگری بدون استثنا، اساساً شامل جستجو برای وحدت دوبارۀ اتحادیه ها، به عنوان امری ناگزیر برای پیروزی پرولتاریا، خواهد شد. کمونیست ها باید از هر فرصتی برای توضیح پیامدهای سوء شکاف موجود و حمایت از وحدت، سود ببرند. حزب باید با هر گرایشی که تمایل به سوی انحصار تشکیلاتی، فضای گروه های محفلی- در درون اتحادیه ها یا محلات- و ایدئولوژی آنارشیستی دارد، مقابله کند. باید از ضرورت یک جنبش متمرکز، ایجاد سازمان های وسیع با پایۀ کارگران صنعتی، و هماهنگی میان اعتصابات دورافتاده دفاع کنند تا به این ترتیب آکسیون های توده ای متحد و یکپارچه را که اعتماد کارگران را به نیروی خویش بالا می برند، جایگزین آکسیون های جزئی و محلیِ محکوم به شکست نمایند. کمونیست ها در «ث.ژ.ت.او» (CGTU) باید با هر گرایشی که مخالف پیوستن اتحادیه های کارگری فرانسه به «انترناسیونال اتحادیه های کارگری سرخ» (RILU) هستند، مبارزه کنند. در اتحادیۀ رفرمیست «ث.ژ.ت»، آن ها باید «انترناسیونال آمستردام» و سوء استفاده های رهبران آن به نفع سازش طبقاتی را افشا کنند. آنان در هر دو فدراسیون باید برای آکسیون ها، تظاهرات و اعتصابات مشترک، برای جبهۀ واحد، وحدت ارگانیک و برنامۀ «انترناسیونال اتحادیه های کارگری سرخ» در کلیت آن مبارزه کنند.

۶) حزب باید از هر جنبش توده ای و وسیع- اعم از خودانگیخته یا سازمان یافته- استفاده کند تا خصلت سیاسی هر مبارزۀ طبقاتی را نشان دهد. باید از هر فرصتی برای گسترش شعارهای مبارزۀ طبقاتی خود نظیر عفو سیاسی، فسخ معاهدۀ ورسای، تخلیۀ کرانۀ چپ رود «راین» و غیره، در وسیع تر سطح ممکن سود برد.

۷) مبارزه علیه معاهدۀ ورسای و پیامدهای آن، باید در صف نخست کل فعالیت حزب باشد. ما باید مسبب اتحاد پرولتاریای فرانسه و آلمان در برابر بورژوازی هر دو کشور شویم که از این معاهده نفع می برند. از این نظر، این وطیفۀ مبرم حزب فرانسوی است که کارگران و سربازان را از مخمصۀ تراژدیک برادران آلمانی خود، کسانی که به دنبال شرایط معیشتی غیرقابل تحمل ناشی از این معاهدۀ صلح درهم شکسته اند، مطلع کنند. حکومت آلمان برای اجابت خواسته های «متفقین»، هم­چنان بار بیش­تری را به روی شانه های طبقۀ کارگر آلمان می اندازد. بورژوازی فرانسه، بورژوازی آلمان را در مضیفه می گذارد، وارد مذاکراتی با خود می کند که به ضرر کارگران است، به آن کمک می کند که مالکیت زیرساخت های عمومی دولتی را به دست بگیرد، تضمین می کند که در برابر جنبش انقلابی ضمن ارائۀ کمک از آن محافظت کند. بورژوزای هر دو کشور آمادۀ ادغام منافع حاصل از فولاد فرانسه و زغال سنگ آلمان هستند. آن ها درحال رسیدن به توافق بر سر مسألۀ اشغال «رور» هستند که معنایی جز به بندگی کشاندن معدنچیان زغال سنگ «رور» ندارد. اما کارگران تحت استثمار حوضه های «رور»، تنها کسانی نیستند که با تهدید رو به رو اند. کارگران فرانسوی در موقعیتی نخواهند بود که از پس رقابت تولید آلمانی بربیایند، چرا که با کاهش ارزش مارک، تولید آلمان به ارزان ترین قیمت برای سرمایه داران فرانسه تقلیل خواهد یافت. حزب باید این وضعیت را برای طبقۀ کارگر فرانسه توضیح و به او در برابر خطری که تهدیدش می کند هشدار دهد. مطبوعات حزبی باید همواره مصایب پرولتاریای آلمان، این قربانی واقعی معاهدۀ ورسای را توصیف و تشریح کنند، و امکان ناپذیر بودن انجام این معاهده را نشان دهند. تبلیغات ویژه ای باید در مناطق تحت اشغال و جنگ زده برای افشای مسئولیت بورژوازی دو کشور در فلاکت و مصایب این مناطع، و برای گسترش روح همبستگی در میان کارگران این دو کشور انجام گیرد. شعار کمونیستی باید خواهان برادری کارگران فرانسوی و آلمانی در کرانۀ چپ رود «راین» باشد. حزب باید پیوندهای نزدیکی را با حزب خواهر خود در آلمان به منظور هدایت موفقیت آمیز مبارزه علیه معاهدۀ ورسای و الزامات آن حفظ کند. حزب باید با امپریالیسم فرانسه، و علاوه بر آن با نه فقط سیاست آن در آلمان که در سرتاسر جهان به نبرد برخیزد: توجه خاصی باید به معاهدات صلح «سَن. گِرمان»، «نوی»، «تریانون» و «سِور» معطوف شود.

۸) حزب باید به طور سیستماتیک به داخل ارتش نفوذ کند. تبلیغات ضدّ میلیتاریستی ما باید عمیقاً متفاوت با پاسیفیسم ریاکارانۀ بورژوازی باشد. اصل مسلح کردن پرولتاریا و خلع سلاح بورژوازی، باید بر تبلیغات ما مستولی باشد. کمونیست ها در مطبوعات حزبی خود یا در پارلمان، و در هر فرصت مناسبی، باید از مطالبات سربازان حمایت کنند، بر به رسمیت شناخته شدن حقوق سیاسی آنان پافشاری کنند، و غیره. هربار که فهرست جدید نام نویسی سربازان مطرح می شود، هر بار که خطر جنگی دیگر وجود دارد، تهییجات انقلابی ضدّ میلیتاریستی ما باید تشدید شود. این تبلیغات می باید تحت نظارت یک هیئت حزبی ویژه صورت گیرد که جوانان کمونیست در آن شرکت داشته باشند.

۹) حزب باید آرمان مردمان مستعمرات، مردمان تحت ستم و استثمار امپریالیسم فرانسه را آرمان خود بداند. باید از مطالبات ملی آنان که پله هایی را در مسیر رهایی آن ها از یوغ سرمایۀ خارجی شکل می دهد، حمایت کنند. باید بدون هرگونه تعلل از حق آن ها برای خودمختاری و استقلال دفاع کند. مبارزۀ بی قید و شرط برای آزادی های سیاسی و صنفی بومیان، و علیه سربازگیری در داخل آن کشورها، مبارزه برای مطالبات سربازان بومی، وظیفۀ فوری حزب است. باید با هر گرایش ارتجاعی، حتی در میان عناصر معینی از طبقۀ کارگر که به محدودیت حقوق بومیان یاری می رساند، بی رحمانه مبارزه کند. باید هیئت ویژه ای به عنوان ضمیمۀ کمیتۀ مرکزی ایجاد کند تا فعالیت حزب را در درون مستعمرات پیش ببرد.

۱۰) تبلیغات ما در میان دهقانان برای جلب کارگران کشاورز، کشاورزان اجاره دار و دهقانان فقیر به سوی جنبش انقلابی، و به دست آوردن حس همدردی زمین داران جزء، باید همراه باشد با مبارزه برای بهبود شرایط معیشت و کار کارگران کشاورزی که به شکل اجاره ای یا برای زمین داران بزرگ، کار می کنند. چنین مبارزه ای خواهان آن است که سازمان های حزبی ایالات مختلف، برنامه های مطالبات فوری را متناسب با شرایط ویژۀ هر محل، توضیح و بسط دهند. حزب باید انجمن ها و تعاونی های کشاورزی را که برای رفع نیازهای فردی دهقانان هستند، تکامل دهد. حزب باید توجه ویژه ای به برپایی و گسترش اتحادیه های کارگری در میان کارگران کشاورزی داشته باشد.

۱۱) فعالیت حزبی در میان زنان، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و به سازمان ویژه ای نیاز دارد. یک کمیسیون مرکزی، به عنوان ضمیمۀ کمیتۀ مرکزی، با یک دبیرخانۀ دائمی، و کمیسیون های محلی هر چه بیش­تر و نشریۀ مختص تبلیغات در میان زنان باید ایجاد گردند. حزب می بایست اصرار داشته باشد که مطالبات اقتصادی مردان و زنان کارگر، یکپارچه شوند: باید خواهان دستمزد برابر در ازای کار برابر بدون تبعیض جنسی و مشارکت زنان تحت استثمار در کلیۀ فعالیت های کارگران باشد.

۱۲) حزب باید به تلاش هایی به مراتب مداوم تر و سیستماتیک تر از گذشته برای توسعۀ جنبش جوانان کمونیست دست بزند. در هر دپارتمان و مؤسسۀ هر دو سازمان، تنگاتنگ ترین روابط دوسویه باید میان حزب و جوانان ایجاد گردد. باید به عنوان یک اصل پذیرفته شود که جوانان می بایست در هر کمیسیونِ ضمیمۀ کمیتۀ مرکزی نمایندگی شوند. دپارتمان های تبلیغاتی و بخش های حزب می بایست به گروه های موجود جوانان یاری رسانند، و کمک کنند که گروه های جدیدی ایجاد گردند. کمیتۀ مرکزی می باید از مطبوعات حزبی پیروی کند و صفحات ویژه ای را در انتشارات مرکزی حزب به سازمان جوانان اختصاص دهد. در اتحادیه های کارگری نیز حزب باید از مطالبات کارگران مطابق با برنامۀ خود پشتیبانی کند.

۱۳) کمونیست ها در تعاونی ها باید از اصل یک سازمان متحد ملی، دفاع و گروه هایی کمونیستی را ایجاد کنند که متصل به بخش تعاونی انترناسیونال کمونیست باشند، آن هم به واسطۀ کمیسیونی که تحت کمیتۀ مرکزی فعالیت کند. در هر فدراسیون، یک کمیسیون ویژه باید به منظور انجام فعالیت حزب در درون تعاونی ها دایر شود. کمونیست ها به هر تلاشی دست خواهند زد تا از تعاونی ها به عنوان یک نیروی کمکی در جنبش کارگری استفاده کنند.

۱۴) اعضای ما در پارلمان، شوراهای شهر و غیره، باید مبارزه ای پرشور را هدایت کنند که پیوند بسیار نزدیکی داشته باشد با مبارزات کارگری و کارزارهایی که حزب و سازمان های اتحادیه ای خارج از پارلمان بر عهده دارند. نمایندگان کمونیست، مطابق با تزهای دومین کنگرۀ کمینترن، تحت کنترل و رهبری کمیتۀ مرکزی حزب، همراه با اعضای انجمن های شهری و منطقه ای، که تحت کنترل و هدایت بخش ها و فدراسیون ها هستند، باید به عنوان کارگزاران حزب در زمینۀ آژیتاسیون و تبلیغات عمل کنند.

۱۵) حزب باید سازمان خود را با پیروی از نمونۀ احزاب بزرگ کمونیست سایر کشورها و مطابق با قوانین «انترناسیونال کمونیست» تکمیل و تقویت کنند، تا بدین ترتیب بتوانند سازمان خود را سطح وظایف مطرح شده در برنامه و کنگره های ملی و بین المللی ارتقا دهند، و در موقعیتی قرار گیرند که این وظایف را در عمل تحقق بخشند. باید برای یک مرکزیت­گرایی سفت و سخت، انضباط انعطاف ناپذیر، تابعیت هر عضو حزبی از هیئت حزبی مربوطه، تابعیت هر هیئت حزبی از سازمانی که بلاواسطه بالاتر از آن قرار دارد، مبارزه کنند. مضاف بر این، ما باید آموزش مارکسیستی مبارزین خود را با افزایش سیستماتیک شمار دوره های تئوریک در بخش ها و افتتاح مدارس حزبی، توسعه بخشیم؛ و این دوره ها و مدارس باید تحت نظارت یک کمیسیون مرکزیِ متصل به کمیتۀ مرکزی باشد.

۵ دسامبر ۱۹۲۲

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

89 − = 84