جمعیت آوارۀ جهان به رقم بی سابقۀ ۵۹.۹ میلیون در سال ۲۰۱۴ رسید

Print Friendly, PDF & Email
ایوان بلیک

برگردان: آرام نوبخت

بنا به گزارشی که دفتر کمیسریای سازمان ملل در امور پناهندگی (UNHCR) در روز پنج شنبه منتشر نمود، آوارگی یا نقل مکان اجباری در سطح جهانی به دلیل تنازعات مسلحانه یا آزار و اذیت، به بالاترین سطحی که تاکنون ثبت گردیده رسیده است.

گزارش سالیانۀ «روندهای جهانی: دنیا در جنگ»، تخمین می زند که ۵۹.۹ میلیون نفر تا اواخر سال ۲۰۱۴ آواره شده اند؛ این رقم بیانگر ۸.۳ میلیون افزایش نسبت به سال پیش از آن، و بالاترین افزایش سالیانه است. هم­چنین تعداد آوارگان نسبت به تنها یک دهۀ پیش ، به میزان حیرت آور ۲۲ میلیون نفر افزایش یافته است.

با وجود آن که این گزارش نتوانسته است تقصیر را متوجه مسئولین اصلی این بحران کند، اما تصویر عمومی گسترده ای را از رنج و آوارگی حاصل از سیاست های امپریالیستی در دورۀ اخیر نمایش می دهد. افرادی که به دلیل «اذیت و آزار، نزاع، خشونت تعمیم یافته و نقص حقوق بشر» وادار به ترک کشور شده اند، «ملت آوارگان» را شکل داده اند، یعنی «اگر کشوری داشتند، می توانستند ۲۴مین ملت بزرگ جهان را شکل دهند»، جمعیتی که تقریباً معادل است با جمعیت ایتالیا یا بریتانیا.

از ۵۹.۹ میلیون فرد آواره، ۱۹.۵ میلیون نفر پناهندگانی هستند که خارج از کشور یا قلمرو زادگاه خود زندگی می کنند، ۱.۸ میلیون نفر پناهجویانی هستند که وضعیت پناهندگی شان هنوز تعیین و مشخص نشده است، و ۳۸.۲ میلیون نفر در داخل آواره هستند، یعنی کسانی که وادار به فرار از خشونت یا اذیت و آزار شده اند، منتها هنوز از مرز بین المللی عبور نکرده اند.

تقریباً ۵۱ درصد از پناهندگان جهان، کودکان زیر ۱۸ سال سن هستند؛ رقمی که نسبت به ۴۱ درصد در سال ۲۰۰۹ افزایش نشان می دهد و بالاترین رقم در طول یک دهه است.

در سطح جهانی، از هر ۱۲۲ نفر یک تن یا پناهنده است، یا پناهجو و آواره در داخل کشور.

کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگی، آنتونیو گوتر، طی یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد: «ما شاهد یک تغییر در الگو هستیم، یک سقوط عنان گسیخته به عصری که در آن مقیاس آوارگی اجباری جهانی و همین طور واکنش مقتصی آن، هم اکنون به روشنی هر آن چه را تاکنون در گذشته شاهده بوده ایم، ناچیز جلوه می دهد».

این گزارش مبسوط، طیف وسیع تنازعاتی را که به این بحران انسانی منجر شده اند، فهرست می کند. ویران شده ترین منطقه، خاورمیانه و به خصوص سوریه است که در آن جنگ داخلی به تحریک امریکا در سال ۲۰۱۱ همراه با تأمین مالی سازمان های بنیادگرای اسلامی، زمینه را برای شکل گیری دولت اسلامی عراق و شام (داعش) مهیا نمود.

کارزار بعدی بمباران های هوایی با هدایت امریکا و جنگ نیابتی علیه داعش، همراه با وحشی گری بی امان خودِ داعش، در طول سال گذشته میزان آوارگان مردم سوریه را به ۱۱.۶ میلیون نفر رساند، به طوری که در سطح جهانی «تقریباً از هر ۴ پناهنده، ۱ تن سوری است، و ۹۵ درصد از آنان در کشورهای اطراف مستقر شده اند».

در سال ۲۰۱۴ سوریه به بزرگ­ترین کشور پناهنده خیز جهان مبدل شد و حتی از افغانستان نیز که بیش از۳۰ سال این جایگاه را برای خود حفظ کرده بود، سبقت گرفت. درحال حاضر سیل تقریباً ۱ میلیون پناهندۀ سوری، ترکیه را به بزرگ­ترین کشور میزبان پناهنده مبدل نموده و ترکیه از این نظر کشور پاکستان را که طی یک ده به اکثریت افغان های فراری از جنگ و خشونت فرقه ای حاصل از جنگ به رهبری امریکا در افغانستان پناه داده، پشت سر گذاشته است.

در سال ۲۰۱۴، ۴۰۳ هزار و ۶۰۰ پناهندۀ سوری در لبنان ثبت شده بودند که این کشور را با جمعیت ۱.۱۵ میلیون پناهنده، به سومین کشور بزرگ میزبان پناهندگان مبدل می کند. لبنان بزرگ ترین شمار پناهندگان را نسبت به جمعیت کشور خود دارد، یعنی ۲۳۲ پناهنده به ازای هر ۱۰۰۰ ساکن، یا تقریباً یک چهارم کل جمعیت. تا پیش از آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، لبنان میزبان تنها ۸ هزار پناهنده بود.

اثرات مداخلۀ امپریالیستی در افغانستان، عراق، و سوریه، وضعیتی را ایجاد کرده که به موجب آن «ترکیه، پاکستان، لبنان و جمهوری اسلامی ایران، میزبان بیش از ۵.۲ میلیون یا ۳۶ درصد از کل پناهندگان جهان باشند».

در سرتاسر آفریقا نیز تنازعات خشونت بار در کشورهای متعددی فوران کرده یا شعله ور شده است، از جمله جمهوری دمکراتیک کنگو (بیش از ۴ میلیون آواره)، سودان جنوبی (بیش از ۲.۴ میلیون آواره)، سومالی (۲.۳ میلیون)، جمهوری آفریقای مرکزی (۱.۴۹ میلیون)، نیجریه (۱.۳۸ میلیون)، ساحل عاج (۱۲۱ هزار)، لیبی (۳۷۱ هزار)، مالی (۴۲۷ هزار)، و بوروندی (۳۳۵ هزار).

یافته های گزارش، سندی محکمه پسند است که نشان می دهد نظام امپریالیستی به رهبری امریکا، نهایتاً از طریق مداخلۀ نظامی مستقیم و یا مداخلۀ پنهانی به شکل طرح های براندازی سیا و فروش سلاح، مسئول هر جنگی است که هرج و مرجِ به ثبت رسیده در این گزارش را ایجاد کرده.

با عروج همه جانبۀ امپریالیسم امریکا طی سال های اخیر، افزایشی بی امان در شمار افراد آواره در سطح جهان، به ویژه در خاورمیانه، آسیا و آفریقا وجود داشته است. طی تنها ۴ سال گذشته، افزایشی چهار برابری در شمار افرادی که هر روز وادار به ترک کشورهای خود شده اند، به چشم می خورد، به طوری که متوسط آن از ۱۰ هزار و ۹۰۰ نفر در روز طی سال ۲۰۱۰ به ۴۲ هزار و ۵۰۰ نفر در سال ۲۰۱۴ رسیده است.

به گفتۀ این گزارش:

«این نه فقط ابعاد آوارگی در سطح جهانی، که همین طور شتاب سریع آن در طی سال های اخیر است که بهت آور می نماید. طی دهۀ گذشته ارقام آوارگی اکثراً سالانه بین ۳۸ و ۴۳ میلیون نفر متغیر بود. اما از سال ۲۰۱۱، زمانی که این سطوح به ۴۲.۵ میلین نفر رسید، این ارقام به سطح کنونی ۵۹.۹ میلیون رشد کرده اند. یعنی افزایشی ۴۰ درصدی طی تنها سه سال»

به دنبال کودتای فاشیستی فوریۀ ۲۰۱۴ که منجر به سرنگونی رئیس جمهور اوکراین، ویکتور یانوکُویچ گردید، جنگ داخلی در شرق اوکراین بیش از ۱ میلیون نفر از مردم را آواره کرده است. تخمین زده می شود که ۲۳۷ هزار نفر هم اکنون پناهنده باشند. از این تعداد، اکثراً در روسیه اقامت دارند، در حالی که ۸۲۳ هزر نفر در داخل اوکراین آواره هستند. طی این سال، کل تعداد پناهندگان در روسیه از ۳۴۰۰ به ۲۳۱ هزار و ۸۰۰ نفر رسید، به طوری که اوکراینی ها هم اکنون ۹۸ درصد کل پناهندگان روسیه را شکل می دهند.

۶.۴ میلیون پناهنده یا ۴۵ درصد کل پناهندگان، وضعیت پناهندگی طولانی را تحمل می کنند که بنا به تعریف UNHCR، عبارت از وضعیتی است که «در آن ۲۵ هزار پناهنده یا بیش­تر از یک ملیت یکسان، پنج سال یا بیش از آن در یک کشور پناهنده پذیر در تبعید بوده اند».

برای اکثریت عظیم پناهندگان، شرایط دهشتناکی که از آن فرار می کنند، اغلب تنها کمی در کشوری که نهایتاً به آن پناه می برند بهتر است.

در سال ۲۰۱۴، مناطق درحال توسعه، میزبان ۸۶ درصد پناهندگان جهان بودند که بالاترین رقم در طول دو دهه است؛ در حالی که کشورهایی با «کم­ترین میزان توسعه یافتگی» در زیر شاخۀ این مناطق، میزبان ۲۵ درصد کل این پناهندگان بودند. بیش از ۵.۹ میلیون پناهنده یا ۴۲ درصدِ کل، در کشورهایی اقامت دارند که تولید ناخالص داخلی سرانه کم­تر از ۵ هزار دلار امریکا است.

این گزارش هیچ گونه توصیه و پیشنهادی برای اتمام بحران پناهندگی ارائه نمی کند، اما «گوتر» در مصاحبه های رسانه ای خود، فقدان بودجه برای سازمان هایی نظیر UNCHR را که خدماتی به اکثریت پناهندگان در جهان ارائه می کند، نکوهش می کند.

تنها راه حل این بحران جهانی که ریشه هایش در مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و تقسیم جهان به دولت-ملت های رقیب نهفته است، بسیح بین المللی طبقۀ کارگر در نبرد برای سوسیالیسم، و تدارک ساخت یک جامعۀ جدید مبتنی بر نیاز اجتماعی و نه سود خصوصی است.

۲۰ ژوئن ۲۰۱۵

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 20 = 29