حزب «پودموس» اسپانیا، یک شیادی سیاسی (بخش دوم)

زمان تقریبی مطالعه متن ۵ دقیقه
آلخاندرو لوپزبرگردان: آرام نوبخت

از جمله دیگر رهبران تشریفاتی حزب پودموس، کارلوس موندرو است؛ آکادمیسین و مشاور «اتحاد چپ» بین سال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵، و همین طور مشاور رئیس جمهور اسبق ونزوئلا، هوگو چاوز.

ایگلسیاس تلاش کرد که دوستِ شخصی و همکار خود در دانشکدۀ علوم سیاسی دانشگاه کومپلوتنس، یعنی خورخه ورسترینخ را هم درگیر کند. ورسترینخ، معاون سابق «حزب مردم»، صراحتاً از اقدامات راسیستی و بیگانه هراسی، دفاع و علناً با مارین لوپن و سازمان فاشیستی «جبهۀ ملی» اظهار نزدیکی کرده است. نهایتاً بعد از آن که انتقادات داخلی، ایگلسیاس را وادار به پس گرفتن همکاری خود کرد، به وی اجازۀ صحبت در یکی از جلسات عمومی داده نشد.

ژم پاستور، یکی از رهبران «چپ ضدّ سرمایه داری»، طی اظهار نظری گفت که «این یک موضوع شخصی علیه او نیست. بلکه به این دلیل است که گفتمان ما در تناقض با چیزی که دفاع می کنیم هست». این موضوع ناگزیر از این واقعیت سرچمشه می گیرد که برنامۀ سیاسی پودموس، یک برنامۀ ناسیونالیستی و پیرو سرمایه داری است. طی کم­تر از یک ماه، پودموس همان مطالبات رفرمیستی نحیفی را هم که در مانیفست ژانویه منتشر کرده بود دور انداخت، تا بلکه برنامه ای به مراتب قابل قبول تر برای طبقۀ حاکم ارائه کند.

به عنوان مثال در بیانیۀ ماه ژانویه، پودموس مطالبۀ «ملی سازی بانکداری خصوصی» را مطرح کرده بود.

این مورد هیچ ارتباطی با مطالبۀ سوسیالیستی ملی سازی بانک ها و شرکت های بزرگ تحت کنترل دمکراتیک یک حکومت کارگری ندارد. بلکه چنین مطالبه ای منطبق با خطوط ملی سازی بانک های ورشکسته از سوی دولت سرمایه داری است که در سرتاسر اروپا صورت گرفته و در واقع معادل است با ملی کردن بدهی های آن ها، به طوری که طبقۀ کارگر باید هزینه اش را بپردازد.

اما حتی این مطالبه هم حذف شده است، تا مبادا پیام آن درست درک نشود.

در عوض پودموس اقدام پیشنهادی جدیدی را مبنی بر «تغییر جهت گیری نظام مالی برای تثبیت نظام بانکداری در خدمت شهروندان و شرکت های متوسط» مطرح می کند.

اما این که چگونه یک نظام مالی می تواند بدون الغای نظام سود سرمایه داری به نفع «شهروندان» خود «تغییر جهت» داده شود، موردی است که هرگز توضیح داده نمی شود.

به همین ترتیب، مانیفست ماه ژانویه پیشنهاد اجتماعی کردن شرکت های انرژی را مطرح می کرد. این مطالبه به این عبارت تغییر یافته است: «بهبود کنترل عمومی در بخش های استراتژیک اقتصاد، شامل مخابرات، انرژی، مواد خوراکی، حمل و نقل، بهداشت و درمان، داروسازی و آموزش، از طریق تملک عمومی بر جزئی از آن، که ضامن منفعت عمومی در ادارۀ شوراهای عمومی آن است».

این چیزی نیست جز یک طرح پیشنهادی که هر حکومت بورژوایی، یعنی حکومتی که پودموس بی تردید امیدوار است سهمی در آن ایفا کند، به سرمایۀ خصوص احترام خواهد گذاشت.

یکی دیگر از دستورالعمل های ضعیف ماه ژانویه، نیاز به «مهار کلاهبرداری مالی» و فساد بود. این قسمت اکنون با اختصاص یک فصل کامل به «پیگرد و مجازات های سنگین تر برای تخطی مالیاتی» به بخش عمدۀ برنامۀ جدید ارتقا پیدا کرده است.

این نمونه ای است بی چون و چرا از تلاش ریاکارنه برای انداختن تقصیر بحران به گردن فرار مالیاتی تعداد سرمایه دار، و منحرف کردن توجه عمومی از این حیقت که بحران، خصلت ماهوی نظام سود سرمایه داری است.

آخرین برنامه، شامل طرح ردّ «تعدیل نیرو برای شرکت های سودآور» می شود. در شرایط بحران اقتصادی جهانی، این طرح به معنای آن است که پودموس اخراج کارگران از سوی شرکت های زیان ده را کاملاً مشروع می داند.

در این مانیفست کلامی از اتحادیه های کارگری گفته نمی شود که ابزار اصلی طبقۀ حاکم برای اعمال کاهش حقوق و دستمزدها، تعدیل نیرو و سرکوب هرگونه مقاومت در برابر اقدامات ریاضتی آن بوده اند.

فصل دیگری از ایجاد «نظارت شهروندیار بر بدهی» دفاع می کند که هدف از آن عبارت است از «تعیین این که کدام بخش از (بدهی ملی اسپانیا) مشروع است؛ بدهی نامشروع پرداخت نخواهد شد».

نظارت بر بدهی، یک جزء اصلی از برنامۀ سیریزا بوده است؛ سیریزا اخیراً گزارش داد که بدهی غیرمشروع یونان، به ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی می رسد. اهمیت واقعی مطالبۀ نظارت بر بدهی، این است که این مطالبه قرار است پیامی باشد به نخبگان مالی مبنی بر این که هر حکومت بورژوایی که یک جریان چپ­نما در آن ایفای نقش کند، به چالشی حقیقی در برابر منافع آن دست نخواهد زد.

مانیفست مذکور به حمایت از «دمکراسی واقعی» بر مبنای «خودمختاری مردمان و حق انتخاب آزادنۀ سرنوشت شان» ادامه می دهد.

پودموس از برگزاری یک رفراندوم در تاریخ ۹ نوامبر حمایت می کند که به تصویب احزاب بورژوایی کاتالان رسیده و مورد حمایت جریان های چپ­نما قرار دارد. اما این هیچ گونه ارتباطی به حمایت از «دمکراسی» ندارد، بلکه صرفاً مانور بخشی از بورژوازی منطقه است که می کوشد یک دولت کوچک سرمایه داری ایجاد کند، دولتی که می تواند به واسطۀ حذف مالیات و تشدید استمار طبقۀ کارگر برای شرکت ها جذاب تر باشد. پودموس با حمایت از ناسیونالیسم کاتالان، تمایل خود را به جلوگیری از پیشبرد منافع طبقاتی مستقل طبقۀ کارگر در مبارزۀ واحد از طریق واداشتن آن ها به اطاعت از این یا آن جناح بورژوازی، روشن می کند.

مانیفست ژانویه، هرگونه اشارۀ رویکرد جدید حزب به اتحادیۀ اروپا را حذف کرد. اکنون این مورد اصلاح شده است. هرچند هنوز به زحمت اشاره ای به نقش اتحادیۀ اروپا در تحمیل فقر و بیکاری گسترده در سرتاسر قاره به چشم می خورد، آخرین نسخۀ مانیفست روشن می کند که پودموس تمام و کمال به اتحادیۀ اروپا وفادار است؛ پودموس خواهان «بنیان گذاری دوباره» و «دمکراتیزه کردن» اتحادیۀ اروپا است، آن هم در ضدیت آگاهانه با مبارزۀ ضروری کارگران برای اتحاد در برابر بلوک سرمایۀ کلان در مسیر مبارزه برای ایالات متحدۀ سوسیالیستی اروپا.

پودموس در ماه ژانویه خواهان «ردّ مداخالات نظامی، خروج از ناتو و دفاع راسخ از همبستگی با سایر مردمان» شد.

از آن زمان تاکنون، همان اتحادیۀ اروپا که مورد تأیید پودموس قرار گرفته، به حرکت های بی پروا علیه روسیه پیوسته است و در این راه از گروه فاشیستی مورد حمایت غرب در «کی­یف» بهره برداری می کند. در حال حاضر زمزمه هایی به خصوص از سوی آلمان به گوش می رسد که می خواهند اتحادیۀ اروپا علناً باری دیگر به شکل یک متحد نظامی امپریالیستی، در وهلۀ نخست علیه مسکو، وارد عرصه شود.

درست همان طور که انتظار می رفت، خواست پودموس مبنی بر خروج از ناتو، به نفع نوعی تعهد گنگ و مبهم به رفراندوم بر سر عضویت اسپانیا، دور زده شده است؛ در عین حال پودموس از «نقش متعهد» اتحادیۀ اروپا «در صلح جهانی» دم می زند، تو گویی اتحادیۀ اروپا تا گردن در تحریکات علیه اوکراین و دیگر کشورها غرق نبوده است.

البته مواضع گرایش های پابلوئیستی در حمایت از امپریالیسم جدید نیست. «چپ ضدّ سرمایه داری» آشکارا از مداخلات نظامی غرب در لیبی حمایت کرد و از القاعده به عنوان نیروهای نیابتی غرب در سوریه نیز حمایت می کند.

با این وجود این سازمان نوپا تمام مواضعی را که می توانست به شکلی گنگ و مبهم «چپ گرایانه» درنظر گرفته شود، کنار گذاشته، و سرعتی که در این راه به خرج داده به راستی گویا است. پودموس بعد از مزه مزه کردن اوضاع، اکنون به خوبی آن چه را که بورژوازی اسپانیا از آن انتظار دارد، درک کرده، و متناسب با آن هم پاسخ داده است.

 

آرام نوبخت

از بنیان‌گذاران «گرایش بلشویک لنینیست‌های ایران» و ساکن انگلستان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = 2